قوله :
كوه و دريا را « 1 » سُمش مَس مىكند * [ تا جهانِ حسّ را پس مىكند ]
يعنى ، عقبههاى صعب مىگذراند تا قطع نظر از محسوسات مىكند .
قوله :
بردريدى در سخن پردهء قياس * [ گر نبودى سمع سامع را نُعاس ]
فاعل بردريدى ، شيخ است كه بالا ذكر يافت .
قوله :
گر به يارى گوهرت شش « 2 » تا شود * [ جامدت بيننده و گويا شود ]
أى ، شش دانگ كامل .
قصهء هديه فرستادن بلقيس . . .
قوله :
هديهء بلقيس چل استر بُدست * [ بار آنها جمله خشت زر بُدست ]
از اين قصّه حقّ تعالى خبر داده در قرآن مجيد جايى كه مىفرمايد :
« وَ إِنِّي مُرْسِلَةٌ إِلَيْهِمْ بِهَدِيَّةٍ فَناظِرَةٌ بِمَ يَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ فَلَمَّا جاءَ سُلَيْمانَ قالَ أَ تُمِدُّونَنِ بِمالٍ فَما آتانِيَ اللَّهُ خَيْرٌ مِمَّا آتاكُمْ بَلْ أَنْتُمْ بِهَدِيَّتِكُمْ تَفْرَحُونَ . »
« 3 » تفسير اين آيه در تفسير حسينى « 4 » مبين است .
قوله :
مىپرستيد اخترى كان « 5 » زر كند * رو به او آريد كو اختر كند
قوم ابليس آفتابپرست بودند .
هامش
( 1 ) در نسخهء ق : ها .
( 2 ) همان : صد .
( 3 ) النّمل ( 27 ) آيات 35 - 36 : « من هديهاى نزدشان مىفرستم و مىنگرم كه قاصدان چه جواب مىآورند .
چون قاصد نزد سليمان آمد ، سليمان گفت : آيا مىخواهيد به مال مرا يارى كنيد ؟ آنچه خدا به من داده از آنچه به شما داده بهتر است . نه ، شما به هديهء خويش شادمان هستيد . »
( 4 ) مقصود مواهب عليه است كه نيمه تمام ماند .
( 5 ) در نسخهء ق : كو .