قال النّبى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « الدّين النصيحة للّه و لرسوله و لكتابه و لأئمّة المسلمين و عامّتهم « 1 » . » صحيح بخارى . پس نصيحت براى خدا ، صحت اعتقاد است در وحدانيت او ؛ و نصيحت براى رسول خدا ، تصديق به بندهء او ؛ و نصيحت براى كتاب خدا ، عمل نمودن به آنچه در اوست ؛ و نصيحت براى ائمهء مسلمانان و حكايت ايشان معاونت و معاضدت ايشان مادام كه در رواج شريعت و اعلاى حق باشند ؛ و نصيحت براى عامهء مسلمين ، تلقين اركان اسلام و ازالهء اذى و مضار از ايشان به قدر قدرت باشد .
[ جواب گفتن عاشق عاذلان را ]
قوله :
[ آن نه كو بر هر دكانى برزند ] * بل جهد از كوْن و كانى برزند
از كون ، هستى فانى و از كان ، هستى باقى خواسته . حاصل معنى آنكه ، ترك حيات مستعار كند و به معدن حيات ابدى خود را افگند .
[ عشق جالينوس بر اين حيات ] . . .
قوله :
[ مرغ جانش موش شد سوراخ جو ] * چون شنيد از گربگان او عَرّجوا
أى ، آواز گربه و سگ .
قوله :
[ حصبه و قولنج و ماليخوليا * سكته و سلّ و جذام و ماشرا « 2 » ]
خالها كه مانند درم سرخ بر چهره از غلبهء خون پيدا شود ، موسوم است به علّت ماشرا .
قوله :
[ مهلتى مىخواهى از وى درگريز ] * گر پذيرد شد و گرنه گفت خيز
يعنى ، مهلت خواستن تو را اگر قبول كرد ، برگشت و برفت .
هامش
( 1 ) نك : احاديث مثنوى ؛ ص 98 [ ترجمهء آن در متن آمده است ] .
( 2 ) اين بيت در نسخهء ق يافته نشد ؛ نيز شارح آن را بدون آوردن بيت شرح كرده كه از مثنوى جعفرى برگرفته شد .