تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 570

مساهمون:

ص٥٧٠
بگذارد بر چشم من ، بگذارد . قوله :
[ چونكه عاشق توبه كرد اكنون بترس ] * كو چو عيّاران كند بردار درس
أى ، سرّ « أنا الحق » آشكارا كند . قوله :
درسشان آشوب و چرخ و زلزله * نى « 1 » زياداتست [ و ] باب سلسله
زيادات ، نام كتابى است از مصنّفات امام محمد در فقه حنفى و باب سلسله ، كنايه از بحث تسلسل [ بود ] كه به علم كلام تعلق دارد ؛ يا عبارت از حفظ سلاسل باشد . حاصل معنى آنكه ، در پيش عشّاق سخن از وجد و حال است ، نه از قيل و قال فقه كتابى و از كلام . يا از سلسلهء پيرى و مريدى فصلى و بابى ندارد . و مؤيّد توجيه اخير قول خواجه بهاء الدين نقشبند است . چون پرسيدند از ايشان كه سلسلهء شما به كجا مىرسد ؟ گفتند : از سلسله كسى به جايى نمىرسد . قوله :
سلسلهء اين قوم جعد مشكبار * [ . . . ]
اين مصرع نيز تأييد مىرساند به آنچه گذشت . قوله :
[ . . . ] * مسئله دَوْرست ليكن دَوْرِ يار
ذكر دور به مناسبت سلسله است كه قريب است با تسلسل . اما مراد از دور ، گردش جام باده است . يعنى ، مسئلهء قوم عشاق ، گردش جام معشوق است . قوله :
مسئله كيس ار بپرسد كس ترا * [ گو نگنجد گنج حقّ در كيسه‌ها ]
خطاب با عاشق مست است . يعنى ، در حالت مستى اگر نقد كيسه زرى حواله يكى كند و قدر آن زر معين نكرده باشد ، در حين بازگرفتن اگر دعوى زيادتى زر كند ، بر مدعى عليه اداى آن زر لازم نيايد .
هامش
( 1 ) در نسخهء ق : نه .
مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 570 | محمد رضا لاهورى / كوروش منصورى