تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 555

مساهمون:

ص٥٥٥
قوله :
همچنان‌كه وسوسه و وحى الست * [ هر دو معقولند ليكن فرق هست ]
و وسوسه و وحى عبارت است از ورود معانى بر قلب و اين ورود محسوس نيست ، بلكه معقول است . ليكن فى الحقيقة از اين تا آن فرق بسيار است . القاى رحمانى كجا و اغواى شيطانى كجا ! قوله :
[ ور ندانى اين دو فكرت از گمان ] * لاخلابه گوى و مشتاب و مران
عن ابن عمر قال : « رجل للنّبى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - انّى أخدع فى البيوع . » به درستى كه من فريب مىخورم در خريد و فروخت . فقال النّبى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « اذا بايعت ، فقل : لا خداع و لى الخيار ثلاثة أيّام » پس فرمود - عليه السّلام : چون بيع كنى ، بگو كه نيست فريب و مرا اختيار است تا سه روز . مقصود مولوى آن است كه هرگاه كه فكرى بر دل آيد و فرق نتوانى كرد كه آن فكر متولد از وسواس است يا به الهام آمده ، با حقّ تعالى مشورت كن و به تضرّع بگو كه يا رب ! فريب شيطان نباشد و مغبون نشويم . بعد از آن بر آن فكر كار كن كه حقّ تعالى تو را از زيان نگاه دارد .

در داستان حيله دفع مغبون شدن در بيع و شرى

قوله :
[ با تأنّى موجود گشت از خدا ] * تا به شش روز اين زمين و چرخها
اشارت [ است ] به آيهء :
« وَ لَقَدْ خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ . »
« 1 » قوله :
[ اين تأنّى از پىِ تعليم تست ] * كه طلب آهسته بايد بىسُكُست
سكست ( بضمّ السّين و الكاف ) انقطاع .
هامش
( 1 ) « ق » ( 50 ) آيهء 38 : « ما آسمانها و زمين و آنچه را ميان آنهاست در شش روز آفريديم . »