قوله :
[ تا به كى گويى دروغ اى بىفروغ ] * دوغى اى نااهل ، دوغى دوغِ دوغ « 1 »
أى ، چيزى در بار ندارى .
قوله :
[ روز ديگر آن سگ محروم گفت ] * كه « 2 » خروس ژاژخا كو طاق و جفت
يعنى ، اثر سه وعدهء تو كه عدد سهگانه متضمّن باشد ؛ هم جفت و هم طاق .
[ خجل گشتن خروس پيش سگ ] . . .
قوله :
[ اصل ما را حقّ پى بانگ نماز ] * داد هديه آدمى را در جهاز
منقول است كه نوح - على نبيّنا و عليه السّلام - چون بر كشتى نشست ، ابر سياه پيدا شد و از كثرت بارندگى عالم را تاريك كرد . و وقت نماز ، اهل كشتى [ را ] مشتبه گرديد .
حقّتعالى خروس مؤذّن از عرش فرستاد كه از وقت نماز آگهى مىداد و تا حال خروس بر همان سيرت است .
قوله :
اعجمى چون گشتهاى اندر قضا * [ مىگريزانى ز داور مال را ]
يعنى ، چرا نادان شدهاى در فهم احكام قضا و قدر ؟ نمىدانى كه مال را [ نبايد ] از واحد حقيقى پنهان كرد ؟
[ دويدن آن شخص به سوى موسى ] . . .
قوله :
[ چار كس بردند تا سوى وثاق ] * ساق مىماليد بر پشت مساق « 3 »
اشارت [ است ] به آيهء :
« وَ الْتَفَّتِ السَّاقُ بِالسَّاقِ إِلى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمَساقُ »
« 4 » و پيچيد
هامش
( 1 ) اين بيت در نسخهء ق يافته نشد ، و مصرع اول آن از مثنوى جعفرى برگرفته شد .
( 2 ) در نسخهء ق : كاى .
( 3 ) همان : او بر پشت ساق .
( 4 ) القيامة ( 75 ) آيات 29 - 30 [ ترجمهء آن در متن آمده است ] .