اشارت [ است ] به آيهء :
« اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ . »
« 1 »
جواب حمزه مر خلق را
قوله :
[ و آنكه مردن پيش او شد فتح باب ] * « سارعوا » آيد مر او را در خطاب
اشارت [ است ] به آيهء :
« وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ . »
« 2 »
قوله :
الْحذر اى مرگْبينان بارعوا * [ الْعَجل اى حشربينان سارعوا ]
يقال : « برع الرجل اذا فاق على اقرانه « 3 » » . معنى چنين باشد كه ، فوقيت طلب كنيد اى مرگبينان از يكديگر ، در حذر كردن از موت و اعتراض آن .
قوله :
تو به جاى آن عصا آب منى * [ چون بيفكندى شد آن شخص سنى ]
الخ ، چنانچه حضرت موسى [ ع ] عصا افگند و مار شد و تو آب منى در رحم افگندى آدم جاندار شد . عصا را با مار چه نسبت و نطفه را به آدم چه مناسبت !
قوله :
اوليا را داشتى در انتظار * [ انتظار رستخيزت گشت يار ]
از اوليا ، معنى لغوى كه دوستداران حقّ باشند مراد داشتن اولى خواهد بود ، تا شامل باشد انبيا [ را ] . و تتبّع سيرت اوليا فى الحال نكردى و امروز به فردا انداختى ، جزاى آن تأخير در روز قيامت انتظار شديد باشد .
قوله :
مرغ خاكى مرغ آبى هم تنند * [ ليك ضدّانند آب و روغنند ]
أى ، مؤمن و منافق هر دو به ظاهر قدم بر جادهء طاعت دارند .
هامش
( 1 ) النّور ( 24 ) آيهء 35 : « خدا نور آسمان و زمين است . مثل نور او چون چراغدانى است كه در آن چراغى باشد . »
( 2 ) آل عمران ( 3 ) آيهء 133 : « بر يكديگر پيشى گيريد براى آمرزش پروردگار خويش و رسيدن به آن بهشت كه پهنايش به قدر همهء آسمانها و زمين است و براى پرهيزگاران مهيّا شده است . »
( 3 ) « آدمى زمانى كه بر همگان خود فايق آمد ، برترى مىيابد . »