[ بيان آنكه ايمان مقلّد ] . . .
قوله :
يا نديدى كاهْلِ اين بازار ما * [ در چه سودند انبيا و اوليا ]
يعنى ، نديدى و نشنيدى كه اهل تجارت آخرت ، از انبيا و اوليا ، چه سودها و سرمايهها كه برنداشتند و از دكان دين چه چيزها كه با ايشان رو نياورد .
[ بيان آنكه رسول - عليه السّلام - فرمود ] . . .
قوله :
قوم ديگر سخت پنهان مىروند * [ شهرهء خلقان ظاهر كى شوند ]
اهل تجارت آخرت دو طايفهاند : جمع ظاهر و باهر مثل انبيا و اكثر اوليا ، و برخى مستور و پوشيده كه حديث : « أوليائي تحت قبابى « 1 » » ، از احوال آنها خبر مىدهد .
قوله :
يا نمىدانى كرمهاى خدا * [ كو ترا مىخواند آنسو كه بيا ]
لفظ يا ، از براى ترديد است در مقابلهء آن بيت كه بالا گذشت : يا نديدى كاهل اين بازارها / . . .
در قصّهء فرياد رسيدن رسالت پناه . . .
اين حكايت به مناسبت آن آورد كه اعتقاد بر كريم موصل باشد به مقصد ؛ چنانچه اهل كاروان بر قول رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - اعتماد كردند و از يك مشك جمله سير شدند .
قوله :
[ ربّ مىگويد برو سوى سبب ] * چون ز صنعم ياد كردى اى عجب
يعنى ، چرا سوى سبب نمىروى و چگونه از صنع غافل شدى و روى به ما آوردى ؟
قوله :
گويدش « رُدُّوا لَعادُوا » كار تست * اى تو اندر توبه و ميثاقْ سست
هامش
( 1 ) نك : احاديث مثنوى ، صص 52 ، 85 . « اولياى من ، زير پوشش منند ؛ به جز من كسى آنها را نمىشناسد . »