تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 546

مساهمون:

ص٥٤٦
يعنى ، حق‌ّتعالى خلق كرد انسان را به تفاوت و هريكى قسمتى نهاد . اين قسمت به تقدير حقّ تعالى داير شد در فرق انام ، به تدبير عوام كه روزى خواندهء عوام و تدبير عوام را در قسمت دخل نيست . تا آنكه آن قسمت حقّ روزى خواه نيست ، به اين معنى كه روزى خواه را محكوم مىتوان كرد . همين‌كه در روزى بيفزايى تو را فرمان‌بردارى كند بر قسمت كه هرچه مقدور باشد ، مبدّل نگردد و به رشوت افزايش روزى دگرگون نشود . قسمت عالم بىعمل چنين شد كه از علم او ديگرى بهره گيرد .
« أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتابَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ . »
« 1 »

[ حكايت امير و غلامش ] . . .

قوله :
يك مثل آمد درين معنى بگفت * [ بوكه يا بى زين بيان سرّ نهفت « 2 » ]
مثل حامل قميص يوسف [ ع ] كه بوى آن نشنيد و مثل دلّال كنيزك كه جمال آن نديد و مثل علم بىعمل هر سه در حقيقت يك مثل است ؛ زيرا كه منفرع است ، هريك اصل . قوله :
[ هفت نوبت صبر كرد و بانگ كرد ] * تا كه عاجز گشت از تيباش مرد
تيبا ، مرادف لابه و تيبا به معنى دفع انتظار [ بود ] . و سيد عبد الفتّاح اين كلمه را نىباش خوانده ؛ يعنى غلام در جواب مير گفت : نى مىرود ، باش كه من آمدم . ليكن لفظ نىباش يك جا متّصل نمىنويسند و در جميع مثنوىها متصل نوشته شده .

[ نوميد شدن انبيا از قبول ] . . .

قوله :
[ چند كوبيم آهن سردى ز غَى ] * در دميدن در قفص هين تا به كى
چون قفص هر طرف شكاف دارد ، باد در وى قرار نگيرد .
هامش
( 1 ) البقرة ( 2 ) آيهء 44 : « آيا درحالىكه كتاب را مىخوانيد ، مردم را به نيكى فرمان مىدهيد و خود را فراموش مىكنيد ؟ آيا به عقل درنمىيابيد . » ( 2 ) اين بيت در نسخهء ق يافته نشد ، و مصرع دوّم آن از مثنوى جعفرى برگرفته شد .