تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 547

مساهمون:

ص٥٤٧
قوله :
نفس اوّل راند بر نفس دوم * [ ماهى از سر گنده باشد نى ز دُم ]
يعنى ، نفس جزيى محكوم نفس كلّى است ؛ زيرا كه نفس كلّى به منزلهء شخص و نفس جزوى مانند سايه ، بلكه اين به مثابهء طفل و آن مثل دايه است . حاصل معنى آنكه ، قوت انكار اين جماعت از روزى شاق است ؛ هرگز قبول نكنند . چنانچه سطبرى و توانايى ماهى از سر است ، نه از دم . ردّ دعوات از نفس اوّل است ، نه از دوّم . قوله :
[ ليك هم مىدان و خر مىران چو تير ] * چونكه « بلغ » گفت حقّ شد ناگزير
اشارت [ است ] به آيهء :
« يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ [ لَمْ ] تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ »
« 1 » قوله :
تو نمىدانى كزين دو كيستى * [ جهد كن چندانكه بينى چيستى ]
أى ، مقولهء مولوى است . مىگويد كه ، هرچند به ظاهر ايمان آورده‌اى ، ليكن عاقبت كار ناپديد است و اللّه أعلم از مقبولان كنند يا از مردودان ؛ دست به دامن مرشد كامل زن تا قبل از موت صورت ، حال خود را بازدانى . قوله :
گر بگويى تا ندانم من كيَم * [ برنخواهم‌تاخت در كشتى و يَم ]
مراد آن است كه براى خود ، صورت حال خود درك كردن نتوانى و معطل مانى . قوله :
چونكه بر بوكست جمله كارها * [ كار دين اولى كزين يا بى رها ]
بر تقدير بر تنزل مىفرمايد كه ، اگر به مرشد صاحب يقين نرسى ، بارى ظاهر شرع و اسلام از دست مده كه شايد در رحمت بر تو بگشايد .
هامش
( 1 ) المائدة ( 5 ) آيهء 67 : « اى پيامبر ، آنچه از پروردگارت بر تو نازل شده است به مردمان برسان . اگر چنين نكنى امر رسالت او را ادا نكرده‌اى . »