تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 545

مساهمون:

ص٥٤٥

بيان آنكه حق تعالى صورت ملوك

قوله :
[ بس كن ار شرحى بگويم دوردست ] * خشم گيرد مير و هم داند كه هست
يعنى ، غصهء او بداند كه آنچه در شأن او گفته‌ام ، بيان واقع است و فى الحقيقة ، بطن او سرگين‌دانى بيش نيست .

قصّهء عشق صوفى بر سفرهء تهى

قوله :
[ عاشقان اندر عدم خيمه زدند ] * چون عدم يكرنگ « 1 » نفس واحدند
در عدم تمايز نيست ؛ زيرا كه تمايز به اوصاف وجود باشد . قوله :
[ شيرخواره كى شناسد ذوق لوت ] * مر پرى را بوى باشد لوت [ و ] پوت
اين لغت از توابع است ؛ به معنى اقسام مطعومات و مشروبات .

[ مخصوص بودن يعقوب - عليه السّلام - . . . ]

قوله :
روى ناشسته نبيند روى حور * [ لا صلاة گفت الّا بالطّهور ]
الخ ؛ پاكى و طهارت در نظارهء روى حور كه كنايه از جمال يوسف - ع - [ بود ] شرط است ، چنانچه صلاة مشروط است به طهارت و پاكى . قوله :
[ عشق باشد لوت و پوت جانها ] * جوع « 2 » زين‌رويست قوت جانها
كما ورد فى الأخبار : « الجوع طعام الصّدّيقين « 3 » . » قوله :
قسمت حقّست روزى خواه نى « 4 » * [ هريكى را سوى ديگر راه نى ]
هامش
( 1 ) در نسخهء ق : + و . ( 2 ) همان : ازين . ( 3 ) نك : احاديث مثنوى ؛ ص 148 [ با اندكى تفاوت ] . « گرسنگى ، خورش راست‌كرداران است . » ( 4 ) در نسخهء ق : دادنى .