تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 528

مساهمون:

ص٥٢٨
قوله :
[ وام‌دارِ شرح اينم نك گرو ] * ور شتابست از « 1 » « أَ لَمْ نَشْرَحْ » شنو
كه مستى و استعداد حضرت مصطفوى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - در ازل اقتضاى اين بخشش‌ها داشته . قوله :
حق‌ّشناسست آنكه « 2 » داند راز غيب * [ غير علّام سِر و ستّار عيب ]
يعنى ، اسرار غيب را خدا مىداند يا خداشناس مىداند .

تضرّع آن شخص از داورى . . . الخ

قوله :
خوى دارم در نماز آن « 3 » التفات * [ معنى قرّةُ عينى فى الصّلاة ]
در لفظ آن ، اشارت است به التفاتى كه مظهر اسرار پوشيده باشد . و مصرع آينده صفت التفات است . يعنى ، روشنايى چشم در صلاة همان التفات است كه سبب آن شهود ، انكشاف تامّ دست مىدهد . و مىتواند بود كه نماز آن التفات به معنى نمازها كلمهء جمع باشد . قوله :
يا نمىدانى كه نور آفتاب * [ عكس خورشيد برونست از حجاب ]
أى ، نور آفتاب حقيقت بر صد نور خورشيد ظاهر است . يا نور آفتاب پرتوى است از آن ؛ بر هر تقدير نور آن به روزن كاشانهء دل و نور آن بر روزن خانهء آب و گل . قوله :
رفتنم سوى نماز و آن خلا * [ بهر تعليمست ره مر خلق را « 4 » ]
يعنى ، مرا نور حضور در خلا و ملا يكسان است و سرّ اين واقعه از من پوشيده نيست ؛ اما خلوت و نماز را وسيله ساختن از جهت تعليم خلق است ، تا دانند كه كشف
هامش
( 1 ) در نسخهء ق : شتابستت ز . ( 2 ) همان : حق‌ّشانست و كه . ( 3 ) همان : اين . ( 4 ) شارح مصرع دوّم را نياورده ، ولى آن را شرح نموده كه آورده شد .
مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 528 | محمد رضا لاهورى / كوروش منصورى