يعنى ، حالا هم چشمى پيدا كنيد . و در بعضى نسخهها اين عين ديده شد ، آن هم همين معنى است . امّا در چند نسخهء ديگر كلمه علّتين قافيه شده ، در اين صورت معنى چنين باشد كه ، اى سگپرستان شما را دو علت پيش آمد ، زر دنيا و مكان آخرت .
قوله :
[ مرگ و جَسك اى اهل انكار و نفاق ] * عاقبت خواهد بُدن اين اتّفاق
اى ، اتّفاقى كه حالا بر حقّپرستى هم كردهايد ، اين اتّفاق نخواهد ماند .
قوله :
[ گر نبينى واقعهء غيب اى عَنود ] * حزم را سيلاب كى اندر ربود
يعنى ، چرا حزم و احتياط به كار نمىبريد ؟ اين صفت بر آب خود نبرده است .
قوله :
تصوّرات مرد حازم
آنچنان كز فقر مىترسند خلق * [ زير آب شور رفته تا به حلق ]
اينجا از فقر ، مراد تنگدستى است .
قوله :
[ جملهشان از خوف غم در عين غم ] * در پىِ هستى فتاده در عدم
از اين هستى ، هستى مستعار خواسته .
دعا و شفاعت دقوقى . . . الخ .
قوله :
اين « 1 » دعاى بىخودان [ خود ] ديگرست * [ آن دعا زو نيست گفتِ داورست ]
اى ، بحث ؛ تا جايى كه مىگويد ؛
قوله :
[ واسطهء مخلوق نه اندر ميان ] * بىخبر زين « 2 » لابه كردن جسم و جان
براى رفع اعتراض است تا معترض نگويد در اثناى صلاة اشتغال به امثال اين دعوات ، مفسده صلاة است ؛ تا قايلى گويد بعد خروج از قيد هستى و ما و منپرستى ،
هامش
( 1 ) در نسخهء ق : آن .
( 2 ) همان : زان .