كه با وجود ظهور چندين دلائل و معجزات ، ابو لهب چرا انكار نبوت مىكند .
قوله :
[ . . . ] * در تعجب نيز مانده بو لهب
كه معجزات را ما فوق طاقت بشرى مىديد [ و ] به سحر و جادو نسبت مىكرد .
يك درخت شدن هفت درخت
قوله :
[ ياد كردم قول حقّ را آن زمان ] * گفت : « النّجم و شجر راى يسجدان »
قال اللّه تعالى :
« وَ النَّجْمُ وَ الشَّجَرُ يَسْجُدانِ . »
« 1 » اى ، گياه و درخت سجده مىكنند حق تعالى را .
هفت مرد شدن آن هفت درخت
قوله :
[ بعدِ ديرى گشت آنها هفت مرد ] * جمله در قعده پى يزدان فرد
يعنى ، در تشهّد .
قوله :
چشم مىمالم كه آن هفت ارسلان * [ تا كيانند و چه دارند از جهان ]
ارسلان به معنى شير آمده و نام پادشاه بزرگ است و اينجا هر دو معنى درست مىشود .
قوله :
گفتم از سوى حقايق بشكفيد « 2 » * [ . . . ]
اى ، از ميانى سخن رانيد .
قوله :
[ . . . ] * چون ز اسم حرف رسمى واقفيد « 3 »
نام مادهء الفاظ كه حرف تهجّى باشد ، بىاكتساب و تعليم چگونه مىدانيد ؟
هامش
( 1 ) الرّحمن ( 55 ) آيهء 6 [ ترجمهء آن در متن آمده است ] .
( 2 ) در نسخهء ق : بشكفند .
( 3 ) همان : واقفند .