تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 503

مساهمون:

ص٥٠٣
مثلا اگر تسبيح سنّى اين باشد كه : سبحان المستعان الجواد ، تسبيح جبرى اين باشد كه : سبحان القاهر فوق عباد . قوله :
اين همىگويد كه اين ضالست و گم * [ . . . ]
اى ، سنّى . قوله :
[ . . . ] * بىخبر از حال او در « 1 » امر « قُم »
اى ، « قم الى ما أريد منك « 2 » » . قوله :
و آن همىگويد كه اين را چه خبر * [ . . . ]
اى ، جبرى كه مىگويد كه آنچه من از افعال اللّه مىدانم ، سنّى از آن خبر ندارد . قوله :
[ . . . ] * جنگشان افكنده « 3 » يزدان از قدر
يعنى ، سابق گردانيده اين حكم را كه دل است ، فعل نزاع بين الفريقين باشد . قوله :
ليك لطفى قهر در پنهان شده * [ يا كه قهرى در دل لطف آمده ]
چنانچه امام المتّقين و امير المؤمنين حضرت على مرتضى [ ع ] فرموده : « سبحان من اتّسعت رحمة لاوليائه فى شدّة نقمته و اشتدّت نعمته لأعدائه فى سعة رحمة . « 4 » »

در بيان آنكه علم را دو پر است . . .

قوله :
علم را دو پرّ ، گمان را يك پرست * [ ناقص آمد ظنّ به پرواز ابترست ]
دو پر علم ، درك [ و ] جزم است ؛ چون پرگمان را درك است و جزم نيست [ پس ] يك
هامش
( 1 ) در نسخهء ق : وز . ( 2 ) « به سوى آنچه از تو خواسته شده ، برخيز . » ( 3 ) در نسخهء ق : افكند . ( 4 ) « پاكا كسى كه رحمتش را در سختى قهرش بر اولياى خويش بگسترد ، و نعمتش را در گسترهء رحمتش بر دشمنانش سخت گردانيد . »
مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 503 | محمد رضا لاهورى / كوروش منصورى