الْحَدِيدَ . »
« 1 » معجزهء داود - ع - [ بودى ] كه هرگاه خواستى ، كوه به او روان شدى و مرغان در ذكر با او موافقت كردندى و در الحان امداد نمودى و بسيار از مستمعان نغمات ، قالب تهى كردندى و آهن در دست او به مثابهء موم بودى .
دويدن گاو در خانهء آن . . . الخ .
قوله :
[ چون سرش ببريد شد سوى قصاب ] * تا اهابش بركَند در دم شتاب
اهاب ( به كسر همزه ) پوست .
[ عذر گفتن نظمكننده و مدد خواستن ]
قوله :
اى تقاضاگر درون همچون جنين * [ . . . ]
بر سبيل مناجات خطاب با حقّ است كه اى آفريننده و پيدا كردن جنين در شكم مادر .
قوله :
[ . . . ] * چون تقاضا مىكنى اتمام اين
هرگاه تقاضا مىكنى اتمام مثنوى را . يعنى ، ايجادى و تقاضا در ما از توست و خواهش ما تابع خواهش تو ؛ پس تقاضاى ما تقاضاى تو باشد . و اين مصرع شرط است .
قوله :
سهل گردان رهنما توفيق ده * [ يا تقاضا را بهل بر ما منه ]
[ و اين بيت ] جزاى شرط .
قوله :
[ نظم و تجنيس و قوافى اى عليم ] * بندهء امر تواند از ترس و بيم
پس اينها را مسخّر من كن كه كار نظم من نظام پذيرد ؛ چون كلّ اشيا را قدرت تسبيح دادى و اگر بر اين نظم عطا فرمايى ، از تو مىشايد .
قوله :
هست سُنّى را يكى تسبيح خاص * [ هست جبرى را ضد آن در مناص ]
هامش
( 1 ) سباء ( 34 ) آيهء 10 : « داود را از سوى خود فضيلتى داديم كه : اى كوهها و اى پرندگان ، با او هماواز شويد . و آهن را برايش نرم كرديم . »