تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١
يعنى ، تصرّفى مردان خدا راست ؛ [ چه ] در خفتن چه در مردن نيز زائل نگردند ، خدا حفظ كند آنان را .

تشبيه كردن قرآن [ مجيد ] را . . . الخ .

قوله :
من كتاب و معجزت را حافظم « 1 » * [ بيش‌وكم كن را ز قرآن رافضم « 2 » ]
كما قال اللّه تعالى :
« إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ . »
« 3 » قوله :
نام تو از ترس [ پنهان ] مىكنند « 4 » * [ چون نماز آرند پنهان مىشوند ]
تا اسلام غريب بود ، حال اسلام همچون بود . قوله :
آن‌چنان كرد و از آن افزون كه گفت * [ او به خفت و بخت و اقبالش نخفت ]
يعنى ، حق‌ّتعالى آنچه به رسول خود [ ص ] گفت از حفظ كتاب و حراست دين مبين ، زياده از آن به ظهور پيوست . قوله :
[ ور دلت بيدار شد مىخسب خَوش ] * نيست غايب ناظرت از پنج « 5 » و شش
يعنى ، دل بيدار غافل نمىشود از نظر كردن حواس خمسه و جهات سته . قوله :
گفت پيغمبر « 6 » كه خسبد چشم من * [ . . . ]
اشارت [ است ] به حديث : « تنام عيناى و لا ينام قلبى « 7 » . » قوله :
[ . . . ] * ليك كى خسبد دلم اندر وسن
هامش
( 1 ) در نسخهء ق : رافعم . ( 2 ) همان : مانعم . ( 3 ) الحجر ( 15 ) آيهء 9 : « ما قرآن را خود نازل كرديم و خود نگهبانش هستيم . » ( 4 ) در نسخهء ق : مىگوند . ( 5 ) همان : هفت . ( 6 ) همان : پيغامبر . ( 7 ) نك : احاديث مثنوى ، ص 70 . « چشمانم به خواب مىرود و قلبم به خواب نمىرود . »
مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 491 | محمد رضا لاهورى / كوروش منصورى