يعنى ، تصرّفى مردان خدا راست ؛ [ چه ] در خفتن چه در مردن نيز زائل نگردند ، خدا حفظ كند آنان را .
تشبيه كردن قرآن [ مجيد ] را . . . الخ .
قوله :
من كتاب و معجزت را حافظم « 1 » * [ بيشوكم كن را ز قرآن رافضم « 2 » ]
كما قال اللّه تعالى :
« إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ . »
« 3 »
قوله :
نام تو از ترس [ پنهان ] مىكنند « 4 » * [ چون نماز آرند پنهان مىشوند ]
تا اسلام غريب بود ، حال اسلام همچون بود .
قوله :
آنچنان كرد و از آن افزون كه گفت * [ او به خفت و بخت و اقبالش نخفت ]
يعنى ، حقّتعالى آنچه به رسول خود [ ص ] گفت از حفظ كتاب و حراست دين مبين ، زياده از آن به ظهور پيوست .
قوله :
[ ور دلت بيدار شد مىخسب خَوش ] * نيست غايب ناظرت از پنج « 5 » و شش
يعنى ، دل بيدار غافل نمىشود از نظر كردن حواس خمسه و جهات سته .
قوله :
گفت پيغمبر « 6 » كه خسبد چشم من * [ . . . ]
اشارت [ است ] به حديث : « تنام عيناى و لا ينام قلبى « 7 » . »
قوله :
[ . . . ] * ليك كى خسبد دلم اندر وسن
هامش
( 1 ) در نسخهء ق : رافعم .
( 2 ) همان : مانعم .
( 3 ) الحجر ( 15 ) آيهء 9 : « ما قرآن را خود نازل كرديم و خود نگهبانش هستيم . »
( 4 ) در نسخهء ق : مىگوند .
( 5 ) همان : هفت .
( 6 ) همان : پيغامبر .
( 7 ) نك : احاديث مثنوى ، ص 70 . « چشمانم به خواب مىرود و قلبم به خواب نمىرود . »