تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
[ هول ] ( به ضمّ ها ) چنانچه به معنى بلند قامت آمده ، به معنى راست و درست نيز آمده ؛ اينجا به همين معنى مراد است . اى ، منافقى كه سخت و درشت است ، اگر به حسب ظاهر خوب و راست و درست نمايد . و در بعضى نسخه‌ها رفته باشد ديده شد ؛ يعنى مسلوك و نيك كردار باشد از روى نفاق . قوله :
[ . . . ] * واشناسى مرو را در لحن « 1 » قول
اشارت [ است ] به آيهء :
« وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ . »
« 2 » و هرآينه بشناسى اى محمد - ص - منافقان را در اسلوب كلام . و از ميل دادن ايشان كلام را به نحوى از انحا و از لهجه و بانگ اهل نفاق . قوله :
[ بانگ مىآيد كه تعريفش كند ] * همچو مصدر فعل تصريفش كند
يعنى ، بانگ به منزلهء فعل است ؛ چنانچه فعل تصريف مىكند مصدر را به ماضى و مضارع و فاعل و مفعول و غير آن . همچنين بانگ تعريف مىكند شكسته و غير شكسته را .

[ قصّهء هاروت و ماروت و ] . . .

قوله :
[ مست بودند از تماشاى إله ] * وز عجايبهاى استدراج شاه
استدراج ، آن است كه حقّ تعالى بندهء عاصى را مهلت دهد و روز به روز مراد او بر كنار نهد و او غافل باشد از مكافات . كما قال - عزّ اسمه :
« سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ . »
« 3 »

در داستان به وجود آمدن موسى - عليه السّلام - . . .

قوله :
عصمت « يا نار كونى باردا » * لا تكون النّار حرّا شاردا
هامش
( 1 ) در نسخهء ق : + و . ( 2 ) محمّد ( 47 ) آيهء 30 [ ترجمهء آن در متن آمده است ] . ( 3 ) الأعراف ( 7 ) آيهء 182 : « از راهى كه خود نمىدانند به تدريج خوارشان مىسازيم . »