تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
أى ، اقامت كن به جانب دل و سير كن اى كاروان . قوله :
قول پيغمبر « 1 » شنو اى مجتبى * [ گورِ عقل آمد وطن در روستا ]
قال النّبى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « عليكم بالمدن و لو جارت و عليكم بالطّرق و لو ادارت و عليكم بالبكر و لو بارت « 2 » . » يعنى ، لازم گيريد توطّن از شهر ، اگرچه اهل آن جوركننده [ بود ] و لازم گيريد راه راست رفتن ، اگرچه گردان بود - واسطهء گردش - مسافت بسيار شود و لازم گيريد زن بكر خواستن ، اگرچه در پرده ننشيند ؛ يعنى در بىپردگى هم عفيفه باشد . قوله :
هركه روزى باشد اندر روستا * [ تا به ماهى عقل او نايد بجا « 3 » ]
قال النّبى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « من سكن فى القرى يوما تحمق شهرا و من سكن فى القرى شهرا تحمق ابدا . « 4 » »

رفتن خواجه و قومش در ده

قوله :
[ شادمانه سوى صحرا راندند ] * سافروا كىْ تَغْنَموا برخواندند
قال النّبى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « سافروا [ تصحّوا ] تغنموا « 5 » . » مسافرت كنيد ، صحت يابيد ، مغتنم شويد در سفر . قوله :
[ نور از ديوار تا خور مىرود ] * تو بدان خور رَوْ كه در خور مىرود
يعنى ، به جانب آن آفتاب بشتاب كه هميشه در روشنى مىرود [ كه ] آن مرشد كامل است . پس در مصرع اوّل لفظ خور ، نام خورشيد باشد و در اين مصرع به معنى روشنى . و اين لفظ در زبان به هشت معنى آمده .
هامش
( 1 ) در نسخهء ق : پيغامبر . ( 2 ) نك : احاديث مثنوى ، ص 75 [ ترجمهء آن در متن آمده است ] . ( 3 ) در نسخهء ق :هركه در رُستا بود روزى و شام * تا به ماهى عقل او نبوَد تمام( 4 ) « هركه يك روز در روستايى سكونت كند ، يك ماه نادان شود و هركه يك ماه در روستايى سكونت كند ، هميشه نادان باشد . » ( 5 ) نك : احاديث مثنوى ، ص 76 [ ترجمهء آن در متن آمده است ] .