كيف يغفل عن ظعين قد غدا * من يعاين اين مثواه غدا
چگونه غافل باشد از كسى كه برود رفتن فراخ ؛ كسى كه ببيند كجاست جاى او فردا ؟
پس ظعين بر وزن فعيل ، رونده و كوچكننده باشد و ظعن ، رفتن و كوچ . كما قال اللّه تعالى :
« يَوْمَ ظَعْنِكُمْ وَ يَوْمَ إِقامَتِكُمْ . »
« 1 »
قوله :
اينما قد هبطا او صعدا * قد تولّاه و احصى عددا
هرجا كه آن رونده فرود آيد يا بالا برود ، [ به ] تحقيق كار او بر خود گرفته است و شمار كرده است او را شماركردنى .
قوله :
غمگسارى كن تو با ما اى روى * [ گر به سوى ربّ اعلى مىروى ]
همراه را روى گويند و به همين مناسبت حرف اوّل قافيهء شعر موسوم باشد به روى .
روان شدن خواجه . . . الخ .
قوله :
عجّلوا اصحابنا كَىْ تربحوا * [ عقل مىگفت از درون « لا تَفْرَحُوا » ]
شتابى كنيد اى اصحاب ما تا سود برداريد .
قوله :
من رباح اللّه كونوا رابحين * « انّ ربّى لا يحبّ الفرحين »
مقولهء عقل است . مطابق آيهء :
« لا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ . »
« 2 » مىگويد كه ، از سود خدا باشيد سودكنندهها ؛ به تحقيق خدا دوست نمىدارد شادىكنندگان را .
قوله :
افرحوا هونا بما آتاكم * كلّ آت مشغل الهاكم
شاد باشيد در حالى كه آرام و آهستگى درآيد بدانچه داده است خداى تعالى شما را .
هر آينده مشغول سازند از خدا باز مىگرداند شما را به سوى لهو .
قوله :
عج الى القلب و سر يا ساريه * [ فيه اشجار و عين جاريه ]
هامش
( 1 ) النّحل ( 16 ) آيهء 80 : « تا به هنگام سفر و به هنگام اقامت . . . »
( 2 ) القصص ( 28 ) آيهء 76 : « سرمست مباش ، زيرا خدا سرمستان را دوست ندارد . »