عبادت عمل واقع شد . يعنى كسانى كه گوساله نپرستيدهاند ، بكشند كسان خود را از گوسالهپرستان . اين كشته شدن بهتر است شما را از زندگانى دنيا نزد آفرينندهء شما . ( بعد اين حكم عبدهء عجل به صحرا رفتند و به زانو درآمده ، سرپايش افكندند و هارون با دوازده هزار مرد شمشيرها كشيده بيامد . و از اوّل روز تا وقت استوا تا هفتاد هزار از ايشان بكشت ) . پس خداوند عالم مىفرمايد كه چون فرمان حقّ تعالى قبول كرديد ، توبهء شما پذيرفت . در لطائف قشريه مذكور است كه :
« توبهء بنى اسرائيل قتل نفس بود آشكارا و توبهء خواص اين امّت ، قتل نفس است در نهانخانه به رياضات . و اين قتل ، مقطع آرزوها مراد باشد . »
قوله :
خار سه پهلوست « 1 » هر چون كش نهى * [ در خَلَد وز زخم او تو كى جهى ]
نفس را خار سه پهلو خواند و خار سه پهلو به هر پهلو بگردانيد ، بخلد .
قوله :
مكر آن فارِس چو انگيزيد گرد * [ . . . ]
مكر اينجا به معنى قهر و غضب است .
قوله :
[ . . . ] * آن غبارت ز استغاثت دور كرد
يعنى ، قهر الهى چون گرد برانگيخت ، آن گرد و غبار راه استغاثت را مسدود كرد تا از هيچكس فارسى نرسد .
قوله :
[ طعمهء گرگيم و آنِ يار نى ] * هيزم ناريم و آنِ عار نى
چنانچه بو جهل گفت : « اخترت النّار على العار « 2 » . » يعنى ، مرا عار مىآيد در پى كودكى رفتن ؛ چه او برادرزادهء من باشد . بنابرآن نار را اختيار كردم بر عار .
قوله :
حميتى بُد جاهليت در دماغ * [ . . . ]
يعنى ، سوداى جاهليت كه در دماغ داشتند ، مقهوران آن را حميّت مىپنداشتند . كما
هامش
( 1 ) در نسخهء ق : سويست .
( 2 ) [ ترجمهء آن در متن آمده است ] .