تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦
مَزَّقْناهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ . »
« 1 » پس گفتند : ( اغنياى ايشان ) اى پروردگار ما ، دورى افكن ميان سفرهاى ما ( يعنى بيابانهايى پديد كن از منزلى تا منزلى ) و ستم كردند بر اين دعاها بر نفس خود ( و ما آن ديه را خراب كرديم ) پس گردانيديم اهل سبا را سخنان از ايشان . ( به تعجّب بازگويند كه از آبادانى به خرابى ميل كردند ) و پراكنده ساختيم هر پراكنده ساختنى ( تا يكى از ايشان در منازل نماند ) . قوله :
يطلب الانسان فى الصّيف الشّتا * فاذا جاء الشّتا انكرَ ذا
طلب مىكند در گرما سرما را ؛ پس هرگاه آيد زمستان ، انكار مىكند آن را . قوله :
[ فهو لا يرضى به حال ابدا ] * لا بضيق لا بعيش رغدا
پس انسان راضى نمىشود به هيچ حال هميشه ، نه به تنگى و نه به زندگانى فراخ . قوله :
« قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَهُ » * كلّما نال هدى أنكره
لعنت كرده شده باد به آدمى كه كافرترين خلق است . او هرگاه به راه راست رسد ، انكار كند آن را . كما قال اللّه تعالى :
« قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَهُ »
« 2 » در آيه مراد كفّارند و به قول بعضى مفسرين ، مراد عتبة بن ابى لهب است كه اوّل داماد پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - بود و آخر دختر آن حضرت را طلاق داد و گفت : « كفرت بربّ النّجم اذا هوى « 3 » . » و حضرت او را نفرين كرده [ و ] گفت : « اللّهم سلط عليه كلبا من كلابك « 4 » . » در اندك وقتى ، شير سر او بركند و در اين باب ، حسّان بن ثابت قصيده دارد . قوله :
[ نفس زين‌سانست زان شد كُشتنى ] * « اقتلوا انفسكم » گفت آن سنى
از سنى ، حق‌ّتعالى مراد داشته ؛ زيرا كه خدا در قرآن مىفرمايد :
« فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ عِنْدَ بارِئِكُمْ فَتابَ عَلَيْكُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ . »
« 5 » اين آيه در جرم
هامش
( 1 ) سباء ( 34 ) آيهء 19 [ ترجمهء آن در متن آمده است ] . ( 2 ) عبس ( 80 ) آيهء 17 [ ترجمهء آن در متن آمده است ] . ( 3 ) « به پروردگار النّجم اذا هوا ، كافر شدم . » ( 4 ) « خداوندا ، سگى از سگانت را بر او چيره و مسلط گردان . » ( 5 ) البقرة ( 2 ) آيهء 54 [ ترجمهء آن در متن آمده است ] .