تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
أى ، عطاى موسى [ ع ] را . قوله :
شرط تبديل مزاج آمد بدان * [ كز مزاج بد بوَد مرگ بدان ]
أى ، شرط يافتن رزق به مكر تبديل اخلاق ذميمه است به اخلاق كريمه . قوله :
پس حيات ماست موقوف فطام * [ اندك‌اندك جهد كن تمّ الْكلام ]
فطام ( به كسر فا ) طفل را از شير بازگرفتن . قوله :
چون چنين بُد آدمى ، خون بُد غذا * [ از نجس پاكى برد مؤمن كذا ]
خون پليد است و خون غذاى جنين شد و جزو او گشت ، حكم بر نجاست او نمىبرد . پس گويا جنين از خون بخش پاكى برده است ، همچنين مؤمن كه از مردار بردارد ، بنا [ به ] مقدار ضرورت خود پاكى برد .

در قصّهء خورندگان فيل بچه از حرص . . .

اين حكايت به مناسبت آن آورده كه ابدال ، اصحاب دنيا را نصيحت كنند تا ترك اين مردار گيرند و اين‌ها نشنوند تا هلاك شوند . قوله :
بس طريفند و لطيفند و « 1 » سمين * [ ليك مادر هست طالب در كمين ]
طريف ( به طاء مهمله ) نوزاده و ناكس . قوله :
غايبى منديش از نقصانشان * [ كو كشد كين از براى جانشان ]
يعنى ، اگر نقصانى و مضرّتى از تو به دوستان حقّ برسد ، آن را غايب مپندار كه انتقام آن فوت نشود . يا آنكه غايب بودن اوليا [ را ] از نظرها از راه نقصان اوليا تصوّر مكن ؛ اگر چنين تصوّر كنى ، حق‌ّتعالى انتقام فرونگذارد . قوله :
پشت‌دارِ جمله عصمتهاى من * [ گوييا هستند خود اجزاى من ]
[ پشت‌دار ] اى ، پشتيبان و نگاهبان .
هامش
( 1 ) در نسخهء ق : بس ضعيفند و لطيف و بس .
مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 458 | محمد رضا لاهورى / كوروش منصورى