تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
هرجا كه باشيد ( در بر و بحر ) پس بگردانيد روى خود به سوى حق‌ّتعالى « 1 » . اين امر خبرى است كه نهى نمىكند شما را از توّجه به حقّ در هيچ وقتى از اوقات . قوله :
منطق الطّيران خاقانى صداست * [ منطق الطّير سليمانى كجاست ]
اى ، چند مشتمل بر ذكر اسامى طيور كه حضرت مولوى به سلك نظم درآورده‌اند ، الحقّ منطق الطّير سليمانى است . لهذا مىفرمايند كه ، منطق الطّير خاقانى - يعنى ذكر در آن افضل الدّين خاقانى لزوم ما لا يلزم التزام كرده و بعضى طيور و الحان آن را بيان نموده و افاضل دهور و ازمنه در امتحان آن اتّفاق دارند - در جنب اين منطق الطّير جدايى بيش نباشد . مشهور است كه شيخ جار اللّه در اوان رجوع آنكه كشّاف را بر حجّة الاسلام امام غزالى عرض كرد ، امام دو صفحه از آن به نظر درآورد و فرمود : « انت من العلماء اهل تفسير « 2 » » گويند : صاحب كشّاف بر اين مباهات مىكرد [ كه ] امام مرا من العلماء خوانده . پس حضرت مولوى اگر منطق الطّير خاقانى را صدا خوانده باشند ، از براى مدح باشد نه قدح . قوله :
پرّ آن مرغى كه بانگش مطربست * [ از برونِ مشرقست و مغربست ]
يعنى ، سير و طير يكى كه آواز او طرب بخشنده است ، ماوراى مدّت و جهات مشرق و مغرب باشد . چنانچه بايزيد مىگفت : « لا صباح عندى و لا مساء « 3 » . » جايى كه ليل و نهار نباشد ، مشرق و مغرب چرا باشد . باريافتگان بساط قرب الهى در هواى هويت طيران كنند و در فضاى احديت جولان نمايند . قوله :
[ يك گزى ره كه بدان‌سو مىروى ] * همچو گز قطب مساحت مىشوى
يعنى ، مدار مساحت مركز است . حاصل اين داستان آن است كه آفريدگار ، عوالم بسيار آفريده . و در اين روايات مختلفه وارد است و در بعضى سيصد و شصت هزار و در
هامش
( 1 ) البقرة ( 2 ) آيات 144 ، 150 [ ترجمهء آن در متن آمده است ] . ( 2 ) « تو از دانشمندان اهل تفسير هستى . » ( 3 ) ( اين سخن به همين مضمون ، جزو احاديث نبوى - ص - آمده است ) رك : كشكول شيخ بهايى ، ج 1 ، ص 98 ؛ تمهيدات ، ص 83 . « نزد من صبح و شب نيست . »