تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨

[ جواب اشكال ]

قوله :
[ ديده‌ها بسته ببيند دوست را ] * چون مشبّك كرده باشد پوست را
يعنى از روزن ، صورت جمال معنى كه آن يكى پوست و آن دگر مغز است ، مشاهده كند . قوله :
[ ور نديدش نه ازْ برون نه ازْ اندرون ] * از حكايت گير معنى اى زبون
جواب اشكال بر دو قطعه گفت : اوّل آنكه ) پيش اهل غايب حاضر است ؛ دوّم آنكه ) اگر ملاقات ميان مادر يحيى و مريم [ ع ] بالعرض نه به ظاهر و نه به باطن به وقوع آمده باشد ، به جهت توضيح معانى ايراد تمثيلات صحيح باشد . قوله :
[ اى چنان كافسانه‌ها بشنيده بود ] * همچو شين بر نقش او « 1 » چفسيده بود
يعنى ، شين جزو لفظ نقش است و بر او چسبيده . قوله :
تا همىگفت آن كليله بىزبان * [ چون سخن نوشد ز دمنه بىبيان ]
يعنى ، افسانه‌هاى حكايات كه در كليله و دمنه ثبت يافت ، هم از براى تمهيد مبانى و توضيح معانى است ؛ مثل آنكه كليله بىزبان با دمنه سخن مىگفت و دمنه آن سخن نو مىكرد . و فرض كنيم آن هر دو شغال صورت و بطن يكديگر را عالم بودند . صاحب كتاب كليله و دمنه بىنطق ، اشارهء آنها را چگونه فهم كرد و به نظم آورد ، تا آنكه دمنه ميان شير و گاو رسم رسالت به‌جا آورد و موافقت و مؤالفت داد . يا مثل آنكه از عكس ماه فيل ترسناك شد ، مقصود او از اين حكايات چيز ديگر است . قوله :
اين كليله [ و ] دمنه جمله افتراست * [ ورنه كى با زاغ لك‌لك را مرى است ]
يعنى ، ذكر كتاب كليله و دمنه كه تمام كذب و افتراست ، از آن در ميان آمده كه دانايان حكايت آن را هم گوش مىكنند به مقصد مىبرند ، و گرنه با زاغ لك‌لك را ستيزه نباشد ؛ يعنى ، مثنوى را كه متضمّن است بر روايات صحيحه ، بر آن كتاب نتوان قياس نمود .
هامش
( 1 ) در نسخهء ق : آن .
مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 448 | محمد رضا لاهورى / كوروش منصورى