تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
غرامت ، بازخواست . قوله :
گشت مشكلهاش حل و افزون ز ياد * [ از پىِ هر مشكلش مفتاح داد ]
لفظ افزون ز ياد [ با ] مصرع ثانى مقارنت دارد . يعنى ، از براى هر مشكل شيخ مفتاح داد ، پيش از آنكه در ياد شيخ گنجد و حفظ آن نمايد . قوله :
[ تو به دَه ركعت نماز آيى ملول ] * من به پانصد درنيايم در نحول
نحول ( بضمّتين ) گداختن و لاغر شدن . قوله :
[ اوّل و آخر نشانش كس نداد ] * گفت : « لَو كانَ لَه البحر مداد »
كما قال - عزّ و جلّ :
« [ قُلْ ] لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً . »
« 1 »
باغ و بيشه گر شود يكسر قلم * [ زين سخن هرگز نگردد هيچ كم ]
اشارت [ است ] به آيهء :
« وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ . »
« 2 » قوله :
گفت پيغمبر « 3 » كه عيناى تنام * [ لا يَنامُ قلبى عن ربّ الانام ]
قال رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « تنام عيناى و لا ينام قلبى . « 4 » » بالا گفت كه پيش جواب حرف صاحب معنى لاف نمايد . در اين داستان اثبات آن مىكند كه دعوى او عين معنى است ؛ امّا پيش كسى كه صاحب حال است و محرم صدق اين مقال .
هامش
( 1 ) الكهف ( 18 ) آيهء 107 : « بگو : اگر دريا براى نوشتن كلمات پروردگار من مركب شود ، دريا به پايان مىرسد و كلمات پروردگار من به پايان نمىرسد ، هرچند درياى ديگرى به مدد آن بياوريم . » ( 2 ) لقمان ( 31 ) آيهء 27 : « و اگر همهء درختان روى زمين قلم شوند و دريا مركب و هفت درياى ديگر به مددش بيايد ، سخنان خدا پايان نمىيابد . » ( 3 ) در نسخهء ق : پيغامبر . ( 4 ) نك : احاديث مثنوى ، ص 70 . « چشمانم به خواب مىرود و قلبم به خواب نمىرود . »