قوله :
در ضرورت هست [ هر ] مردار پاك * [ بر سرِ منكر ز لعنت باد خاك ]
كما قال - عزّ و جلّ :
« [ إِنَّما ] حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَ ما أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ . »
« 1 » حرام كرد به شما ميّت و خون روان و گوشت خوك و [ آنچه ] كه كشته باشند به نامى وراى نام خدا ( يعنى بر او تكبير نخوانده باشند ) پس كسى كه اضطراب تهى شكمى و گرسنگى بر او غالب شده باشد و اگر از اين محرّمات بخورد ، گناهى نيست بر او . به شرط [ آن ] كه به عجز و اضطرار بخورد ، نه بغى و عناد ( يعنى عداوت دين اسلام نداشته باشد ) .
قوله :
[ گر شود عالم پر از خون مالْمال ] * كى خورد بندهء خدا الّا حلال
تخصيص بندهء خدا ، احتراز است از بندهء هوا . و معنى چنان است كه ، حقّتعالى حافظ رزق آن بنده است ؛ جز حلال به او نرساند ، نه آنكه حرام در حقّ او حلال مىشود .
در گفتن عايشه - رضى اللّه عنها - رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - را . . .
اين داستان مؤيّد آن مصرع است كه گفت : كرده [ اى ] مى را تو مبدل از حدث ، چنانچه زمين پاك بر پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - پاك و مطهّر بود . قال النّبى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « جعلت لى أرض مسجدا و طهورا . « 2 » »
قوله :
كو بَدَل گشت و بدل شد كار او * [ لطف گشت و نور شد هر نار او ]
يعنى ، از اوصاف بشريت تبديل يافت و متخلّق بأخلاق اللّه شد ؛ [ پس ] نظر بر ظاهر فعل او نبايد كرد .
قوله :
ور كنى با او مرى و همسرى * [ كافرم دان گر تو زيشان سر برى ]
چنانچه موش با شتر همسرى آغاز كرد و رسوا شد .
هامش
( 1 ) البقرة ( 2 ) آيهء 173 [ ترجمهء آن در متن آمده است ] .
( 2 ) نك : احاديث مثنوى ، ص 69 . « زمين را براى من سجدهگاه و پاك قرار دادى . »