در بيان حال خودپرستان و ناشكران در . . .
قوله :
هركه زيشان گفت از عيب و گناه * [ وز دل چون سنگ وز جان سياه ]
اى ، از گناه امّتان و تابعان . پس ضمير ايشان ، راجع است به جانب انبيا و اوليا كه در سرخى واقع شد .
قوله :
[ اى كه صبرت نيست از دنياى دون ] * صبر چون دارى ز « نعم الماهدون »
قال اللّه تعالى :
« وَ الْأَرْضَ فَرَشْناها فَنِعْمَ الْماهِدُونَ . »
« 1 » گسترانيدهايم زمين تا قرار گيرند بندگان ؛ پس نيكو گسترانيديم .
قوله :
اى كه صبرت نيست از آب سياه * [ صبر چون دارى تو از خشم إله « 2 » ]
[ آب سياه ] اى ، آب گنديده لون و طعم تغيير يافته كه كنايه از چرك دنيا باشد . ربط اين سرخى و چند سرخى ديگر كه بيشتر خواهد آمد ، بما قبل در غايت ظهور است .
[ شكايت گفتن پيرمردى به طبيب ] . . .
قوله :
[ جز مگر پيرى كه از حقّست مست ] * در درون او حيات طيّبه است
قال - عزّ اسمه :
« مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً . »
« 3 »
قوله :
بر تو مىخندد مبين او را چنان * [ صد قيامت در درونستش نهان ]
فاعل مىخندد ، پيرى [ است ] كه مست حقّ است .
هامش
( 1 ) الذّاريات ( 51 ) آيهء 49 [ ترجمهء آن در متن آمده است ] .
( 2 ) اين بيت در نسخهء ق يافته نشد ، و مصرع دوّم آن از مثنوى جعفرى برگرفته شد .
( 3 ) النّحل ( 16 ) آيهء 97 : « هر زن و مردى كه كار نيكويى انجام دهد ، اگر ايمان آورده باشد زندگى خوش و پاكيزهاى به دو خواهيم داد . »