راجِعُونَ . »
« 1 » معنى « لنبلونّكم » آن است كه ما با شما معاملهء آزمايندگان مىكنيم ، و گرنه از ما هيچ پوشيده نيست .
قوله :
شيرده اى مادر موسى ورا * [ و اندر آب افكن مينديش از بلا ]
ربط اين بيت بما قبل بدين علاقه است كه آزمايش الهى هميشه در كار است . شاهد حال ، خطاب حقّ است كه به مادر موسى [ ع ] فرمود :
« وَ أَوْحَيْنا إِلى أُمِّ مُوسى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَ لا تَخافِي وَ لا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ . »
« 2 » و در اين خطاب امتحان است هم مادر موسى و هم موسى - على نبيّنا و عليه السّلام - را . امّا امتحان مادر ، از اين راه كه آيا در شير دادن و در آب افكندن ، حكم الهى را به يك حال قبول مىكند يا در شير دادن به رضا و در آب افكندن به اكراه اقدام مىنمايد ؛ و امتحان موسى [ ع ] بر اين وجه كه در شير محرم عليه و مأمور اليه فرق مىكند يا نه . و اگر تأويل كنيم و گوييم كه از مادر موسى [ ع ] روح و از موسى [ ع ] قلب و از شير ، علم معرفت مراد است هم مىسزد .
در اين صورت معنى چنين باشد كه ، طفل دل سالك را تا مادر روح شير معرفت نچشاند ، فارق تزويرات نگردد و محك صفت نشود . و ابيات آينده ناظر است به جانب همين تأويل .
قوله :
هركه در روز الست آن شير خورد * [ همچو موسى شير را تمييز كرد ]
مىفرمايد كه ، از روز ازل بر ناصيهء هركه رقم سعادت ثبت شد ، عرفان او را از زوال نقصان ايمن باشد .
قوله :
خود برِ تو اين حكايت روشنست * [ كه غرض نى اين حكايت گفتنست « 3 » ]
يعنى ، مقصود آن است كه تو تمييز پيدا كنى مثل موسى [ ع ] .
هامش
( 1 ) البقره ( 2 ) آيات 155 - 156 : « البته شما را به اندكى ترس و گرسنگى و بينوايى و بيمارى و نقصان در محصول مىآزماييم . و شكيبايان را بشارت ده . كسانى كه چون مصيبتى به آنها رسيد گفتند : ما از آن خدا هستيم و به او بازمىگرديم . »
( 2 ) القصص ( 28 ) آيهء 7 : « و به مادر موسى وحى كرديم كه : شيرش بده و اگر بر او بيمناك شدى به دريايش بينداز و مترس و غمگين مشو ، او را به تو بازمىگردانيم و در شمار پيامبرانش مىآوريم . »
( 3 ) اين بيت در نسخهء ق يافته نشد ، و مصرع دوّم آن از مثنوى جعفرى برگرفته شد .