تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
يعنى ، در آرزوى اين بيع و سود كه تاجران رنگ و بو نهاد همّت خود ساخته‌اند ، مباش . در زيانكارى اين‌ها غور كن كه تنبيه حاصل كنى . كما قال اللّه تعالى :
« وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَيْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَيُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ . »
« 1 »

در امتحان هر چيزى تا ظاهر شود . . .

بناى اين داستان بر آن است كه از اقوال مختلفه طريق حقّ كم نبايد در هر چيز ، تا حقّ از باطل و خير از شرّ متميّز شود . قوله :
[ اندرين گردون مكرّر كن نظر ] * زانكه حقّ فرمود : « ثم ارجع بصر » « 2 »
قال اللّه تعالى :
« فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى مِنْ فُطُورٍ
( فطور ، شكاف و نقصان )
ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنْقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خاسِئاً وَ هُوَ حَسِيرٌ . »
« 3 » تكرار كن نگريستن را كه بازگردد به سوى چشم تو خوار و وامانده شده ، از نظر كردن در طلب عيب و نقصان و هيچ عيب نيابد و نبيند . و اهل تحقيق گويند كه سماوات اولى ، آسمانهاى دنياست و سماوات وسطى ، پرتو ائمهء سبعه است كه عبارت از : حيات و علم و ارادت و قدرت و سمع و بصر و كلام باشد . در كريمهء
« ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنْقَلِبْ »
، حق‌ّتعالى امر مىكند كه بعد مشاهدهء سماوات ظاهره ، مشهود سماوات وسطى در خويش مشاهده كنى . بعد از آن بر سماوات اعلى كه صفات ازليه اوست ، نظر اندازى تا در اين مشاهده تو غير شود و ضعف بصر بر تو محقّق گردد و به نور جمال او توانى ديد « لا يحمل عطاياه الّا مطاياه » . قوله :
خوف و جوع و نقص اموال و بدن * [ جمله بهرِ نقد جان ظاهر شدن ]
اشارت [ است ] به كريمهء :
« وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ
هامش
( 1 ) آل عمران ( 3 ) آيهء 180 : « آنان كه در نعمتى كه خدا به آنها عطا كرده است بخل مىورزند ، مپندارند كه در بخل ورزيدن بر ايشان خير است . نه ، شرّ است . در روز قيامت آنچه را كه در بخشيدنش بخل مىورزيدند چون طوقى به گردنشان خواهند آويخت . » ( 2 ) اين بيت در نسخهء ق ، بيت پايانى متردّد شدن در ميان مذهبهاى مخالف . . . است . ( 3 ) الملك ( 67 ) آيات 3 - 4 [ ترجمهء آن در متن آمده است ] .