تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
را به اين گمان فاسد و خيال انداخت كه آه و نالهء او را در بارگاه احديت اعتبار تمام است و نياز او را بر نماز فضيلت ما لا كلام . تا همين پندار كمال ، سرمايهء طغيان و ضلال گرديد و بر امام برحقّ ، خروج كرد و بغى ورزيد » ربّنا لا تكلّفنا الى دواعى الهوى « 1 » . قوله :
تو جِهَت كن « 2 » من برونم از جهات * [ . . . ]
انتقال كرد از مجاز به حقيقت و از صورت به معنى و خطاب است نشان‌دهنده را . قوله :
[ . . . ] * در وصال آيات كو يا بيّنات
[ بيّنات ] جمع بيّنه به معنى گواه . يعنى ، نشان راه و گواه واصلان را در كار نباشد . قوله :
[ ور به رنگ آب بازآيى ز قعر ] * پس پلاسى بستدى دادى تو شَعر
پلاس ، گليم سياه و شعر ، جامهء ابريشمى قيمتى . چون بالا ذكر يافت طاعت عوام گناه خواص باشد ، اين حكايت را بر سبيل تمثيل آورده‌اند « 3 » . قوله :
[ هم گناهى كرده باشد آن وزير ] * بىسبب نبْوَد تغيّر ناگزير
مطابق است به مضمون آيهء :
« إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ . »
« 4 »

در قصّهء منافقان و مسجد ضرار ساختن ايشان

قوله :
اين‌چنين كژ بازيى مىباختند * [ مسجدى جز مسجد او ساختند ]
بيان چنان است كه بنى عمرو بن عوف مسجد قبا ساختند و حضرت خواجهء عالم - صلوات اللّه و سلامه - را التماس كردند كه در آن نماز بگزارد . حضرت اجابت التماس ملتمس ايشان نمود . برادران آنها [ بر ] بنى عمرو بن عوف حسد بردند و در جنب مسجد قبا مسجدى بنا كردند كه يك بار رسول خدا [ ص ] در آنجا [ نماز ] بخواند . ابو عامر راهب
هامش
( 1 ) « پروردگارا ، ما را به انگيزه‌هاى خواهش و هوا تكليف مكن . » ( 2 ) در نسخهء ق : گو . ( 3 ) مقصود بيت زير است :طاعت عامه گناه خاصگان * وصلت عامه حجاب خاص دان( 4 ) الرّعد ( 13 ) آيهء 11 : « خدا چيزى را كه از آن مردم است دگرگون نكند تا آن مردم خود دگرگون شوند . »