قال النّبى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « القاضى جاهل بين العالمين . « 1 » »
[ به اقرار آوردن معاويه ابليس را ]
قوله :
همچو گبران من نجويم از بتى * [ كو بوَد حقّ يا خود از حقّ آيتى ]
يعنى ، گبر از بت ، حقّ و آيت حقّ مىجويد و اين خطاست . من ، مثل گبر از [ بت ] ، حقّ و آيت حقّ نمىجويم . مراد آن است كه ، راستى هم حقّ است و هم آيتى و آن در نهاد تو نيست .
[ راست گفتن ابليس ضمير خود را به معاويه ]
قوله :
از بُن دندان بگفتش بهر آن * [ كردمت بيدار مىدان اى فلان ]
بن دندان ( به ضمّ اوّل ) طاعت و فرمانبردارى از غايت عجز و زارى .
قوله :
[ آن غبين و درد بودى صد نماز ] * كو نماز و كو فروغ آن نياز
پس نماز بىنياز معتبر نباشد . و لهذا حقّ تعالى مىفرمايد :
« قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ [ هُمْ ] فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ . »
« 2 »
[ فوت شدن دزد به آواز دادن آن شخص ] . . .
قوله :
اين بدان ماند كه شخصى دزد ديد * [ در وثاق اندر پىِ او مىدويد ]
دلالت كردن شيطان ، معاويه را به نماز و بازداشتن او را به عجز و نياز تشبيه مىكند حضرت مولوى به حال شخصى كه او را و او صاحبخانه را و به اين بهانه حمايت كرد دزد را ؛ يعنى شيطان در اين دلالت معاويه را مغلوب نفس او گرداند . چنانچه خواجه حسن خوارزمى مىنويسد كه :
« اگرچه در آن دو بزرگ معارضات محقّقانه به تقديم رسيد ، امّا عاقبت ابليس معاويه
هامش
( 1 ) نك : احاديث مثنوى ؛ ص 65 . « قاضى نادانى است ميان دو دانا . »
( 2 ) المؤمنون ( 23 ) آيات 1 - 2 : « به تحقيق رستگار شدند مؤمنان : آنان كه در نمازشان خشوع مىورزند . »