تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
نفس تو بد خيانت و گناه كرده ؛ دشمنى با خود [ مكن ] . قوله :
حرص و كين هست از طباع مختلف * [ . . . ]
اين بيت در اكثر مثنوىها نيست ؛ اگر باشد معنى آن است كه ، كينه و حرص از خواص انسان است . قوله :
[ . . . ] * مرمرا كه چار ضدّ شد مكتنف « 1 »
اكتناف به دو معنى آمده ، پناه گرفتن ؛ يكسو شدن ؛ اينجا به معنى آخر مراد است . شيطان مىگويد كه ، چار ضدّ ز من يكسو شد و كين و حرص ندارم ؛ از اين جهت اميدوارم كه بر من ببخشايد . پس اين مصرع مبتدا و بيت آينده خبر او باشد . قوله :
[ گرگ بيچاره اگرچه گرسنه است ] * متّهم باشد كه او در طنطنه است
طنطنه ، صيت جاه و آوازه . قوله :
[ از ضعيفى چون نتواند راه رفت ] * خلق گويد تخمه است از لوت زفت
در زبان عرب ، تخمه و بيضه به يك معنى آمده .

[ بازجستن معاويه حقيقت غرض را از ابليس ]

قوله :
گفته است : الكذب ريب فى القلوب * [ گفت : الصّدقُ طُمأنين طروب ]
فى الحديث : « الكذب ريبة و الصّدق طمأنينة . « 2 » » يعنى ، دل را از دروغ آرام نباشد . و لفظ طمأنين ، حاصل بالمصدر است ؛ يعنى آرامش .

در شكايت قاضى از آفت قضا و جواب نائب او را

قوله :
[ گفت اه چون حكم راند بيدلى ] * در ميانِ آن دو عالِم جاهلى
هامش
( 1 ) اين بيت در نسخهء ق يافته نشد . ( 2 ) نك : احاديث مثنوى ، ص 65 [ با اندكى تفاوت و همين مضمون ] . « دروغ شك است و راستى آرامش . »
مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 424 | محمد رضا لاهورى / كوروش منصورى