تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
كفّار را در نظر اسلام اندك نمود ، تا اين معنى موجب جسارت اسلاميان و سبب خسارت كفر گرديد . قال اللّه تعالى :
« وَ إِذْ يُرِيكُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَيْتُمْ فِي أَعْيُنِكُمْ قَلِيلًا وَ يُقَلِّلُكُمْ فِي أَعْيُنِهِمْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولًا . »
« 1 » قوله :
[ واى اگر صد را يكى بيند ز دور ] * تا به چالش اندر آيد از غرور
چالش ، خرامان . قوله :
[ تا به پاى خويش باشند آمده ] * آن فليوان جانب آتشكده
فليوان ، احمقان . قوله :
اى فلك در فتنهء آخر زمان * [ تيز مىگردى بده آخر زمان ]
اين ندا به عادت اهل روزگار و اسناد جور به آسمان منافى نيست ؛ زيرا كه ذهول از مسبّب دست نداده ، ذكر وسايط مبنى به رعايت ادب است . پس اين خطاب از موحّد ، از قبيل : « أنبت الربيع البقل باشد . قوله :
[ آدمى داند كه خانه حادثست ] * عنكبوتى نى « 3 » كه در وى عابثست
عابث ، پرده تننده . و دهر را عنكبوت خواند « 4 » . قوله :
[ ور بداند كِرم از ماهيّتش ] * عقل باشد كرم باشد صورتش
يعنى ، عقل به صورت كِرم ظاهر شده باشد . و از صورت ، كرم بشرى مراد است . حاصل آنكه ، دانندهء ماهيّت اگرچه به صورت بشر باشد ، بشر نباشد ؛ بلكه عقل مجسّم بود .
هامش
( 1 ) الانفال ( 8 ) آيهء 44 : « و آنگاه كه چون به هم رسيديد آنان را در چشم شما اندك نمود و شما را نيز در چشم آنان اندك تا آن كار كه مقرر داشته بود واقع گردد ( 2 . ( 3 ) در نسخهء ق : نه . ( 4 ) مقصود شارح بزرگوار از دهر و مانند كردن آن به عنكبوت ، چند بيت پيشين است كه جهت آگاهى بيشتر آورده شد :آن‌چنان معمور و باقى داشتت * تا كه دهرى از ازل پنداشتت