تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
قوله :
آنكه بيدارست و بيند خواب خوش * [ عارفست او خاك او در ديده كش ]
خواب و بيدارى مقرّبان و خاصان يكى باشد . كما قال النّبى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « إن تنام عيناى لا ينام قلبى « 1 » . » قوله :
[ كعبه هرچندى كه خانهء برّ اوست ] * خلقت من نيز خانهء سرّ اوست
اشارت [ است ] به حديث قدسى : « لا يسعنى أرضى و لا سمائى و يسعنى قلب عبد المؤمن » . « 2 »

در دانستن پيغمبر - عليه السّلام - كه سبب رنجورى آن [ شخص ] گستاخى . . .

قوله :
[ حيله‌ها كردند بسيار انبيا ] * تا كه گردان شد برين سنگ آسيا « 3 »
يعنى ، بر امر مشورت گرديد ، دل سخت مردمان كه به منزلهء آسيا سنگ است . قوله :
[ گفت امت مشورت با كه كنيم ] * انبيا گفتند با عقل عميم « 4 »
[ عميم ] يعنى ، امام و پيشوا . قوله :
گر نماز و روزه مىفرمايدت * [ نفس مكّارست مكرى زايدت ]
اين بيت گويا در جواب معترض است كه گويا همه جا خلاف نفس نتوان كرد . نفس اگر حكم بر نماز و روزه كند ، چه بايد كرد ؟ مىفرمايند كه ، بر روزه و نماز حكم كردن اولى فكر نباشد ؛ زيرا كه اطاعت امر الهى بالطّبع مرغوب او نبود . پس پرهيز از مكر كن نه از روزه و نماز ؛ كه امر او در اين كار ، در معنى نهى است و به حسب صورت امر مىنمايد و مراد مخالفت اوست در معنى .
هامش
( 1 ) نك : احاديث مثنوى ؛ ص 70 . « اگر چشمانم به خواب رود ، قلبم به خواب نمىرود . » ( 2 ) نك : پيشين ، ص 26 . « زمين و آسمان گنجايى مرا ندارد و قلب بندهء مؤمن گنجايىام را دارد . » ( 3 ) اين بيت در حاشيهء نسخهء ق به همين‌گونه آمده است . ( 4 ) در نسخهء ق : امام .
مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 409 | محمد رضا لاهورى / كوروش منصورى