تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
اشارت است به آيهء :
« فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْناً . »
« 1 » قوله :
[ شد عصا مار و كفم شد آفتاب ] * آفتاب از عكس رويم شد شهاب « 2 »
[ شهاب ] ( به كسر شين ) نام ستاره و شعلهء آتش . قوله :
چون نبودى بدگمان در حقّ او * [ چون نهادى سر چنان اى زشت‌ْخو ؟ ]
ضمير او در اين بيت و در بيت آينده ، راجع است به جانب سامرى و اضمار قبل از ذكر در كلام عجم معيوب نباشد ، بلكه از صنايع شعرى دانند . قوله :
شُه بر آن عقل و گزينش كه تراست * [ چون تو كان جهل را كشتن سزاست ]
لفظ شه ( به ضمّ اوّل ) در محل كراهت و نفرت اطلاق كرده مىشود . قوله :
دردمندى كش ز بام افتاد طشت * [ . . . ]
يعنى ، صفت دردمندى معروف شد ؛ مثل ابو بكر صدّيق - رضى اللّه عنه . قوله :
[ . . . ] * زو نهان كرديم حقّ پنهان نگشت
از حقّ ، معجزه مراد است . يعنى ، براى ايمان آوردن او را احتياج به معجزه نشد ، ولى اظهار معجزه صاحب معجزه را تصديق نمود .

در داستان ترك كردن ناصح بعد از مبالغهء پند . . .

قوله :
[ پس رهِ پند و نصيحت بسته شد ] * امر « اعرض عنهم » پيوسته شد
قال اللّه تعالى :
« فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ انْتَظِرْ إِنَّهُمْ مُنْتَظِرُونَ . »
« 3 » اى محمد - ص - روى بگردان از ايشان تا مدّتى ( يعنى نزول آيهء السّيف ) و منتظر باش نصرت حقّ را به درستى
هامش
( 1 ) البقرة ( 2 ) آيهء 60 : « پس دوازده چشمه از آن بگشاد . » ( 2 ) اين بيت در نسخهء ق يافته نشد ، و مصرع اوّل آن از مثنوى جعفرى برگرفته شد . ( 3 ) السّجده ( 32 ) آيهء 30 [ ترجمهء آن در متن آمده است ] .