قال اللّه تعالى :
« وَ فِي السَّماءِ رِزْقُكُمْ وَ ما تُوعَدُونَ . »
« 1 » يعنى ، سبب رزق شما ( آنچه قسمت شد مكتوب است در لوح محفوظ و لوح محفوظ در آسمان چهارم است ) ديگر در آسمان است آنچه شما را وعده دادند ( يعنى بهشت كه در آسمان هفتم است ) .
قوله :
اين بلندى نيست از روى مكان * [ اين بلنديهاست سوى عقل و جان ]
يعنى ، بلندى به حسب مكانت است نه مكان .
قوله :
هر سبب بالاتر آمد از اثر * [ سنگ و آهن فايق آمد بر شرر ]
چون به قدم سبب بر مسبّب نياز نيست ، مىگويد كه ، مراد از بلندى مكانى و بلندى زمانى نيست .
قوله :
آن فلانى فوق آن سركش نشست * [ گرچه در صورت به پهلويش نشست ]
الى آخر البيتين « 2 » . مىگويد كه ، تفوّق شخص بر شخص ديگر به اعتبار مكان راجع است به تفوّق مكان ؛ مثلا شخصى از صف نعال تجاوز كند و برابر صدرنشينى بنشيند ، گويند فلان بر فلان مقدّم گردد ، حال آنكه برابر نشسته باشد . پس اسناد تفوّق به جانب شخص به اعتبار تفوّق صدر است بر صف نعال و اطلاق فوق است بر شخص به حسب مجاز نه از روى حقيقت ، و اينچنين تفوّق و بلندى نيز مقصود ما نيست .
قوله :
[ اژدها را هست قوّت حيله نيست ] * ليك « 3 » فوق حيلهء تو حيلهايست
اشارت است به كريمهء :
« وَ فَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ . »
« 4 »
قوله :
[ عاقبت بينى نشان نور تست ] * شهوت حالى حقيقت گور تست
يعنى ، خواهش طبع كه فى الحال سخرهء آنى .
هامش
( 1 ) الذّاريات ( 51 ) آيهء 22 [ ترجمهء آن در متن آمده است ] .
( 2 ) مقصود بيت زير است :فوقىِ آنجاست از روى شرف * جاى دور از صدر باشد مُستخف( 3 ) در نسخهء ق : نيز .
( 4 ) يوسف ( 12 ) آيهء 76 : « و فراز هر دانايى داناترى است . »