قوله :
[ مر ملايك را نمودى سرّ خويش ] * كاينچنين نوشى همىارزد به نيش
يعنى ، وجود آدم همه نوش است ؛ اگر نيش فساد كه مظنون شماست ، أى ملايك با او باشد ، سهل است .
قوله :
حشر تو گويد كه سرّ مرگ چيست * [ ميوهها گويند سرّ برگ چيست ]
مقولهء حقّ در جواب موسى [ - ع - است ] .
قوله :
لوْح را اوّل بشويد بىوقوف * [ آنگهى بر وى نويسد بىحروف ]
فاعل بشويد ، آدمى است كه در بيت بالا « 1 » واقع است . و كلمهء بىوقوف ، اينجا به معنى بلا توقّف است .
قوله :
حفّت الجنّة بمكروهاتنا * [ حُفّتِ النّيرانُ مِن شهواتنا ]
عن أبى هريرة قال : قال النّبى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « حجبت الجنّة بالمكاره و حجبت النّار بالشهوات . » و فى رواية انفصاعى حفّت « 2 » . حاصل معنى آنكه ، پوشيده شده يا گرد كرده شده بهشت به مكروهات و آتش به شهوات .
اينجا مكروهات ، عبارت است از آنچه نفس آن را مكروه پندارد ؛ مثل صبر بر مصائب و نقص اموال و انفس و جوع و رياضات در عبادات و جهاد با كفّار و اعطاى صدقات و غير آنكه در حقيقت مستحسن و محمود است و نفس از قبول آن كراهت كند .
پس معنى چنين باشد كه ، بهشت فروگرفته شده به مكروهات ؛ يعنى به اعمال حسنهء مؤمنان ، و دوزخ فروگرفته شده به شهوات ؛ يعنى به اعمال قبيحهء فجّار .
قوله :
تخم مايهء آتشت شاخ ترست * [ . . . ]
يعنى ، سبب دخول نار ، تنعّم و تمتّع است از حظوظ نفسانى .
هامش
( 1 ) مقصود بيت زير است :سرّ خون و نطفه حسن آدميست * سابق هر بيشيى آخر كميست( 2 ) نك : احاديث مثنوى ، ص 59 [ ترجمهء آن در متن آمده است ] .