كما جاء فى الحديث : « الشّمس و القمر يكوران يوم القيامة « 1 » » .
قوله :
[ آفتاب و مه چو دو گاو سياه ] * يوغ بر گردن ببنددْشان إله
يوغ ، چوبى كه بر گردن گاو قلبه بربندند .
انكار فلسفى بر قرائت أن أصبح . . . الخ
قوله :
[ مُقريى مىخواند از روى كتاب ] * « ماؤُكُمْ غَوْراً » ز چشمه بندم آب
قال اللّه تعالى :
« إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِماءٍ مَعِينٍ . »
« 2 » اگر چشمهها را خشك سازم و آبها را در غور زمين اندازم ، غير من كيست كه خوش و گوارا در چشمهها جارى سازد ؟
قوله :
[ فلسفىِ منطقىِ مُستهان ] * [ مىگذشت از سوى مكتب آن زمان ]
و هو ، محمّد بن زكريا متطيب .
قوله :
[ از نياز و اعتقاد آن خليل ] * گشت ممكن امر صعب « 3 » مستحيل
كنايه از گلزار شدن نار يا آرد شدن ريگ ؛ كما مرّ .
قوله :
يا به دريوزه مُقَوقس از رسول * [ سنگلاخى مزرعى شد با اصول ]
مقوقس ؛ نام پادشاه مصر كه ترسا بود و مسلمان شد . به التماس او حضرت مصطفى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - سنگلاخ را مزرع سبز گردانيد .
قوله :
كهرباى مسخ آمد اين دعا « 4 » * [ . . . ]
يعنى ، دعاى انبيا و اوليا مانند كهربا جذب مىكند و به خود مىكشد هر چيزى را كه
هامش
( 1 ) نك : كشف الأسرار و عدّة الأبرار ، ج 10 ، ص 393 . « روز قيامت ، مهر و ماه تيره و تاريك مىشوند . »
( 2 ) الملك ( 67 ) آيهء 30 [ ترجمهء آن در متن آمده است ] .
( 3 ) در نسخهء ق : + و .
( 4 ) همان : دغا .