تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
قوله :
[ تا شود معلوم آثار قضا ] * شمّه‌اى مر اهل سعد و نحس را
يعنى جمعى را كه به تأثيرات كواكب قايلند . قوله :
گر نگويم آن زحل استاره را * [ ز آتشش سوزد مر آن بيچاره را « 1 » ]
يعنى ، شخص زحل طالع را اگر از رمز شرور آگاه نسازم ، آتش زحل مر آن بيچاره را بسوزاند . قوله :
آنچه بردارد بدان مشغول شوْ * [ وز دگر گفتارها معزول شوْ « 2 » ]
يعنى ، حرفى كه حاصل و ثمرى داشته باشد ، آن را گوش كن . قوله :
« اذكروا الله » شاه ما دستور داد * [ اندر آتش ديد ما را نور داد ]
قال - جلّ سبحانه :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِيراً »
« 3 » . قوله :
[ گفت اگرچه پاكم از ذكر شما ] * نيست لايق مر مرا تصويرها
أى ، تشبيهات .

انكار كردن موسى - على نبيّنا و عليه السّلام - بر مناجات شبان

بالا گذشت كه : ذكر جسمانه خيال ناقصست ؛ مطابق آن ، داستان شبان [ را ] آورده تا واضح شود كه محامد و مدايح كافه انام در حضرت ذى الجلال و الإكرام ، از قبيل ترّهات شبان است . امّا به صدق و اخلاص اگر مقرون باشد ، در بارگاه الوهيت پسنديده باشد . قوله :
تو كجايى تا شوم من چاكرت * چارقت دوزم كنم شانه سرت
چارق ( به جيم فارسى ) كفشى كه صحراييان در پا كنند .
هامش
( 1 - 2 ) اين ابيات در نسخهء ق يافته نشد ، و مصرعهاى دوّم آن از مثنوى جعفرى برگرفته شد . ( 3 ) الأحزاب ( 33 ) آيهء 41 : « اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ، خدا را فراوان ياد كنيد . »
مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 389 | محمد رضا لاهورى / كوروش منصورى