قال النّبى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « الحكمة ضالة المؤمن « 1 » » . ضاله ، ناقهء شيردار [ بود ] .
قوله :
[ . . . ] * همچو دلّاله شهان را دالّه است
دلّاله ، مشّاطه ؛ دالّه ، رهنما .
قوله :
زان نشان با والد يحيى « 2 » بگفت * [ كه نيايى تا سه روز اصلًا بگفت ]
يعنى ، به حضرت زكريا [ ع ] اين خطاب آمد :
« [ قالَ ] آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمْزاً . »
« 3 »
قوله :
[ و آنچه دادى هرچه دارى در زكات ] * چون زكات پاكبازان رختهات
زكات پاكبازان آن است كه از مال زكوى و غير زكوى هرچه دارند ، چون مال زكات قسمت كنند .
قوله :
چون طلب كردى بجدّ آمد نظر * [ جد خطا نكند چنين آمد خبر ]
كما وقع فى الحديث : « من طلب شيئا و جدّ وجد « 4 » . »
قوله :
[ تو شدى بىهوش و افتادى به طاق ] * بىخبر گفت اينت سالوس و نفاق
يعنى طالب حقّ چون از خود رود ، بىخبران در تشنيع و تقريع بر روى او باز كنند .
قوله :
[ ماهى بيچاره را پيش آمد آب ] * اين نشانها « تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ »
متمسّك شد به كريمهء :
« الر . تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ الْمُبِينِ . »
« 5 » حاصل معنى آنكه ، ماهى تا به آب رسد نشانها بيند از قبيل آيات قرآنى كه خلط در آن نشايد .
هامش
( 1 ) نك : احاديث مثنوى ، ص 57 . « حكمت ، گمشدهء مؤمن است . »
( 2 ) در نسخهء ق : هم زكريّا را .
( 3 ) آل عمران ( 3 ) آيهء 41 : « گفت : نشان تو اين است كه سه روز با مردم سخن نگويى مگر به اشاره . »
( 4 ) نك : احاديث مثنوى ، ص 78 ، « كسى كه چيزى را خواست و كوشش كرد ، پيدا كرد . »
( 5 ) يوسف ( 12 ) آيهء 1 : « الف ، لام ، را . اينهاست آيات كتاب روشنگر . »