تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
قوله :
[ هرچه تحصيلى كنى اى مُعتنى ] * مىدرآيد دزد زان « 1 » سو كايمنى
يعنى ، از طرفى كه ايمن و مطمئن باشى ، دزد از آن طرف خواهد درآمد ؛ از همان طرف دزد شيطان درآيد [ و ] متاع ايمان غارت كند . قوله :
[ دست اندر كالهء بهتر زند « 2 » ] * هرچه نازل‌تر به دريا افكند
نازل‌تر ، نالايق‌تر . قوله :
نقد ايمان را به طاعت گوش‌دار * [ تا ز روى حقّ نگردى شرمسار « 3 » ]
أى ، به كنارى نگاه‌دار .

ظاهر شدن فضل وزير [ كه ] لقمان . . . الخ

قوله :
چون بُريد و داد او را يك برين * [ همچو شكّر خوردش و چون انگبين ]
برين ( به كسر اوّل « 4 » و كسر ثانى ) قاش خربزه و امثال آن . قوله :
[ از خوشى كه خورد داد او را دوم ] * تا رسيد آن گرچها تا هفدهم
گرچ ( با كاف فارسى مضموم و سكون را و جيم فارسى ) به معنى برين كه بالا گذشت . قوله :
[ از محبّت دار تختى مىشود ] * وز محبّت بار بختى مىشود « 5 »
يعنى ، بار خود شتر مىشود .
هامش
( 1 ) در نسخهء ق : از آن . ( 2 ) در نسخهء ق ، اين مصرع با مصرع ديگرى آمده :بار بازرگان چو در آب اوفتد * دست اندر كالهء بهتر زند( 3 ) اين بيت در نسخهء ق يافته نشد ، و مصرع دوّم آن از مثنوى جعفرى برگرفته شد . ( 4 ) واژهء برين در اكثر فرهنگهاى لغت ، مثل : فرهنگ معين ، برهان قاطع ، عميد و . . . ، تنها به حركت ( ضمّ اوّل ) ضبط شده ؛ شايد در آن منطقه ( به كسر اوّل ) خوانده مىشده . ( 5 ) اين بيت در نسخهء ق يافته نشد ، و مصرع اوّل آن از مثنوى جعفرى برگرفته شد .