« وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي . »
« 1 »
قوله :
[ در وجود ما هزاران گرگ و خوك ] * صالح و ناصالح و خوب و خشوك
[ خشوك ] ( به خاى مهمله ) زشت را گويند .
قوله :
هر زمان در سينه نوعى سر كند * [ گاه ديو و گه مَلَك گه دام و دد ]
فاعل سر كند ، ديو و ملك و دام و دد است كه [ در ] مصرع ثانى واقع است .
فهم كردن مريدان كه ذو النّون . . .
قوله :
[ چونكه ذو النّون سوى زندان رفت شاد ] * بند بر پا دست بر سر ز افتقاد « 2 »
أى ، افتقاد عقل و دانش كه عمدا بر خود گرفته بودند [ بند ] بر پا داشت و دست بر سر مىزد ، مثل ديوانگان .
قوله :
كه ببندم اى فتى « 3 » وز سازگاو * [ بر سر و پشتم بزن اين را مكاو ]
اين بيت با ابيات لاحقه ، اشاره به قصّهء عاميل است كه قوم موسى [ ع ] قاتل عاميل را از موسى [ ع ] بازجستند و موسى [ ع ] گفت :
« إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً . »
« 4 » قوم گفتند :
« قالُوا أَ تَتَّخِذُنا هُزُواً . »
« 5 » يعنى ما مىپرسيم كه عاميل را كه كشته و تو مىگويى كه گاو بكشيد . موسى گفت :
« أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ . »
بعد از آن ، قوم گاو [ را ] كشتند و به فرمودهء موسى [ ع ] سازگاو ، يعنى پارهء گوشت گاو بر عاميل زدند . عاميل زنده شد و به تكلّم درآمد و قاتلان خود را نشان داد . كما أخبر عنه - جلّ شأنه :
« فَقُلْنا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها كَذلِكَ يُحْيِ اللَّهُ الْمَوْتى وَ يُرِيكُمْ آياتِهِ
هامش
( 1 ) الحجر ( 15 ) آيهء 29 ؛ « ص » ( 38 ) آيهء 72 : « و از روح خود در آن دميدم . »
( 2 ) اين بيت در نسخهء ق يافته نشد ، و مصرع اوّل آن از مثنوى جعفرى برگرفته شد .
( 3 ) در نسخهء ق : كه ببنديدم قوى .
( 4 - 5 ) البقرة ( 2 ) آيهء 67 : « خدا فرمان مىدهد كه گاوى را بكشيد . گفتند : آيا ما را به ريشخند مىگيرى ؟
گفت : به خدا پناه مىبرم اگر از نادانان باشم . »