تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
قوله :
گويدش بگذر ز من اى شاه زود * [ هين كه نورت سوز نارم را ربود ]
در حديث آنكه به حكم :
« وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها »
« 1 » همه را مرور بر دوزخ واقع شود و هنگام عبور مؤمن ، دوزخ فرياد برآورد : « جز يا مؤمن فانّ نورك أطفأ نارى « 2 » . » قوله :
[ بعد از آن چيزى كه كارى بردهد ] * لاله و نسرين و سيسنبر دهد
[ سيسنبر ] ، سبزه‌اى است ميان نعناع ؛ أى ، پودنه . قوله :
سال شصت آمد كه در شستت كشد * [ راهِ دريا گير تا يا بى رشد ] « 3 » ]
از اينجا تا آنجا كه مىگويد : فانتبه ثم اعتبر [ ثم انتصب ] ، ابياتى كه مىبينى غير نسخهء مثنويى كه عبد اللطيف جمع كرده ، در نسخه‌هاى معتبر ديگر يافته نمىشود و الحقّ اگر نباشد ، خوب‌تر باشد . قوله :
حال آن سه ماهى و آن جويبار * [ گفته شد اينجا براى اعتبار « 4 » ]
در دفتر چهارم قصّهء سه ماهى كه يكى عاقل و يكى ابله و [ يكى ] مغرور بود ، ثبت يافته و اينجا اشاره به آن فرموده‌اند . قوله :
فانتبه ثمّ اعتبر ثمّ انتصب * [ وَ استعن باللّه ثم اجهد تصب « 5 » ]
پس آگاه شو ، پس اعتبار گير ، پس پابرجا و ثابت قدم شو . يارى طلب از حقّ . پس كوشش كن ، مىرسى به صواب . قوله :
[ پند من بشنو كه تن بند قويست ] * كهنه بيرون كن گرت ميل نُويست
يعنى ، اخلاق بشرىات را از خود زائل كن تا متّصف شوى باخلاق اللّه .
هامش
( 1 ) مريم ( 19 ) آيهء 71 : « و هيچ‌يك از شما نيست كه وارد جهنم نشود . » ( 2 ) نك : احاديث مثنوى ، ص 53 ؛ تمهيدات ، ص 240 ؛ تذكرة الأوليا ، ص 364 . « اى مؤمن ، بگذر كه نور تو آتش مرا خاموش كرد . » ( 3 - 4 - 5 ) اين ابيات در نسخهء ق يافته نشد ، مصرعهاى دوّم آن از مثنوى جعفرى برگرفته شد .