تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
قوله :
[ افكن اين تدبير خود را پيش دوست ] * گرچه تدبيرت هم از تدبير اوست
حضرت مولوى اهل تدبير را در اين مصرع معذور هم داشته‌اند . قوله :
[ ور ندارى باور از من رَوْ ببين ] * در نُبى « وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ » « 1 »
قال - عزّ اسمه :
« مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ . »
« 2 » مكر كردند ( كسانى كه عيسى - عليه السّلام - از ايشان احساس كفر كرده بود ) و خدا جزاى كفر به ايشان رسانيد ( تا باز خود را به خوارى تمام كشتند ) و خدا بهترين مكافات‌كنندگان است مكر را . قوله :
[ گر ] تو گويى فايدهء هستى چه بود * [ در سؤالت فايده هست اى عنود ]
يعنى ، اگر شبهه شود تو را كه هرگاه وظيفهء بندگان عجز است و مقدّر بدل نمىشود و فايدهء هستى چيست ، جواب آن است كه اين سؤال به قصد فايده مىكنى . و هرگاه در سؤال تو باشد در ايجاد عالم چرا فايده نباشد و از اينكه فايدهء آفرينش معلوم يكى نباشد ، لازم نيست كه ديگرى هم از آن محرم بود . كما أخبر عنه - جلّ سبحانه - و قال :
« وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ . »
« 3 » ايضا قال :
« أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ . »
« 4 » و ابيات آينده متمّم همين مدّعاست با نظاير و امثال عجيبه . قوله :
[ هست بر مؤمن شهيدى زندگى ] * بر منافق مردنست و ژندگى
ژندگى أى ، پژمردگى . قوله :
[ ليك گر آن قوت بر وى عارضيست ] * پس نصيحت كردن او را رائضيست
رائض كه اسب سركش را رام كند ؛ مثل پوزبند و غيره . حاصل معنى آنكه ، قوت
هامش
( 1 ) اين بيت در نسخهء ق يافته نشد ، و مصرع اوّل آن از مثنوى جعفرى برگرفته شد . ( 2 ) آل عمران ( 3 ) آيهء 48 [ ترجمهء آن در متن آمده است ] . ( 3 ) الحجر ( 15 ) آيهء 21 : « هرچه هست خزاين آن نزد ماست و ما جز به اندازه‌اى معيّن آن را فرونمىفرستيم . » ( 4 ) المؤمنون ( 23 ) آيهء 115 : « آيا پنداريد كه شما را بيهوده آفريده‌ايم و شما به نزد ما بازگردانده نمىشويد . »
مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 356 | محمد رضا لاهورى / كوروش منصورى