تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
هركه را نصيبه از مكارم اخلاق باشد [ و ] انقياد كند آن ولى را ، رستگار شود . قوله :
[ . . . ] * هركسى كو شيشه دل باشد شكست
هركه در طاعت او نزاكت به كار نبرد و تنگ ظرفى كند ، بشكند ؛ مانند شيشه كه باز پيوند نگيرد . قوله :
پس امام حىّ و « 1 » قائم آن وليست * خواه از نسل عمر خواه از عليست
يعنى ، لازم نيست كه آن نايب هاشمى باشد ؛ بلكه منسوب به هاشمى خواهد بود . قوله :
مهدى و هادى وى است اى نيك‌خو « 2 » * [ . . . ]
متّصف به صفات مهدى [ ع ] و متخلّق به اخلاق او مهدى [ ع ] است . چنانچه در دفتر اوّل ، از زبان حضرت سليمان [ ع ] در باب تفويض ملك به ديگرى به نظم آمد :
هركه را بدهى و بخشى از كرم * او سليمانست و آن‌كس هم منم نبوَد او بعد ولى باشد معى * خود معى چه بوَد منم بىمدّعى « 3 »
و نيز در جاى ديگر در همان دفتر ذكر يافته :
حق‌ّتعالى چون نيايد در عيان * نايب حقّند اين پيغمبران نى غلط گفتم كه نايب با منوب * گر دو پندارى قبيح آمد نه خوب « 4 »
باز در قصّهء حضرت على - كرّم اللّه وجهه - كه كافر لعاب دهان انداخت و حضرت امير او را نكشت ، مذكور شد :
تو منى و من توام اى محتشم * تو على بودى على را چون كُشم « 5 »
قوله :
[ . . . ] * هم نهان و هم نشسته پيش‌رو
با مخلص محشور و از منكر نفور باشد .
هامش
( 1 ) در نسخهء ق : - و . ( 2 ) همان : راه‌جو . ( 3 ) ابيات : 2624 و 2625 . ( 4 ) ابيات : 678 و 679 . ( 5 ) بيت : 3843 .