تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
قوله :
گفت يزدانت « فمنكم مؤمن » * [ باز « منكم كافر » گبر كهن ]
اشارت [ است ] به آيهء :
« هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ فَمِنْكُمْ كافِرٌ وَ مِنْكُمْ مُؤْمِنٌ . »
« 1 » قوله :
از جمال يوسف اخوان بس نفور * [ ليك اندر ديدهء يعقوب نور « 2 » ]
تأييد است همان مدّعا [ را و ] آنكه در ذات شخص واحد ، خيال مختلف را مجال احتمال باشد . جمال يوسف از خيال ، در چشم اخوان قبح نمود و از خيال در ديدهء يعقوب مليح بود .

شكايت كردن اهل زندان . . .

قوله :
[ در زمان پيش آيد آن دوزخ گلو ] * حجّتش اينكه خدا گفته « 3 » « كُلوا »
قال اللّه تعالى :
« كُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ . »
« 4 » قوله :
[ خواند او را قاضى از زندان به پيش ] * پس تفحّص كرد از اعيان خويش
أى ، مقرّبان خود . قوله :
همچون ابليسى كه مىگفت اى سلام * [ . . . ]
سلام ، اسم حقّ - سبحانه و تعالى - [ بود ] . قوله :
[ . . . ] * « ربّ أنظرنى إلى يَوم القيام »
اقتباس [ است ] از آيهء : [ قال ] فانظرنى الى يوم يبعثون . » « 5 » قوله :
گه به درويشى كنم تهديدشان * [ گه به زلف و خال بندم ديدشان ]
هامش
( 1 ) التغابن ( 64 ) آيهء 2 : « اوست كه شما را بيافريد . بعضى از شما كافر ، و بعضى مؤمنند . » ( 2 ) اين بيت در نسخهء ق يافته نشد ، و مصرع دوّم آن از مثنوى جعفرى برگرفته شد . ( 3 ) در نسخهء ق : گفتا . ( 4 ) المائدة ( 5 ) آيهء 88 : « از چيزهاى [ حلال و پاكيزه‌اى ] كه خدا به شما روزى داده است بخوريد . » ( 5 ) الأعراف ( 7 ) آيهء 14 : « [ گفت ] : مرا تا روز قيامت كه زنده مىشوند مهلت ده . »