عطا و كريمى . »
قوله :
[ هم شدى توزيع كودك دانگ چند ] * همّت شيخ آن سخا را كرد بند
يعنى ، به همّت شيخ آن مانع بود كه مجلسيان بهاى عطا به كودك دهند .
قوله :
كرده با چشمت تعصّب موسيا * از حماقت چشم موش آسيا
مقولهء غريمان است كه در معذرت ، شيخ را موسى [ ع ] خطاب كرده مىگويند كه ، حضرت موسى [ ع ] با چنان چشم دوربين روشن خضر بديد - أى موسى زمان ما - با چشم تو از روى حماقت و ابلهى تعصّب مىكند .
چشم موش آسيا ، يعنى چشم مايان كه در عدم بصارت معنوى مثل چشم موش است ؛ زهى گمراهى و ضلالت .
قوله :
[ كام تو موقوف زارىّ دلست ] * بىتضرّع كاميابى مشكلست « 1 »
قال اللّه تعالى :
« ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً . »
« 2 »
ترسانيدن شخصى زاهدى را . . .
قوله :
[ گر ببيند نور حقّ خود چه غمست ] * در وصال حقّ دو ديده كى « 3 » كمست
يعنى ، با وجود ديدار حقّ همين دو ديده كه دارى هرگز كمى نمىبيند و گريه گزندى بدان نرساند . يا اين دو ديده اگر تلف شود ، دو ديدهء ديگر حقّ - سبحانه تعالى - نتواند در عوض داد ؟ و اگر لفظ گم را ( به كاف فارسى مضموم ) خوانده شود نيز درست مىشود .
قوله :
ليك بيگار تن پراستخوان * [ بر دلِ عيسى منه تو هر زمان ]
يعنى ، خادم تن روح را مفرما .
هامش
( 1 ) اين بيت در نسخهء ق يافته نشد ، و مصرع دوّم آن از مثنوى جعفرى برگرفته شد .
( 2 ) الأعراف ( 7 ) آيهء 55 : « پروردگارتان را با تضرّع و در نهان بخوانيد . »
( 3 ) در نسخهء ق : چه .