تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
قوله :
تا نداند « 1 » سعد [ و ] نحس بىخبر * [ دَوْر تست اين دَوْر نه دَوْر قمر ]
يعنى ، از ارادت الهى هر دو را آگاهى نيست . قوله :
چونكه موسى رونقِ دَوْر تو ديد * [ كاندرو صبح تجلّى مىدميد ]
در خبر است كه حقّ تعالى صد و چهارده بار موسى [ ع ] را ندا كرد ، هربار موسى [ ع ] را گمان مىشد مگر حديث امّت او مىكند و تابعان ملّت او را مىستايد ؛ خبر به سمع رسانيد كه : « تلك امّة أحمد » « 2 » . موسى [ ع ] دعا كرد و گفت : « اللّهم اجعلها امّتى » . « 3 » ندا آمد كه من امّت تو را امر كردم :
« سَمِعْنا وَ عَصَيْنا »
« 4 » گفتند . امّت احمد [ ص ]
« سَمِعْنا وَ أَطَعْنا »
« 5 » گويند . موسى [ ع ] گفت : « اللّهم اجعلنى من امّة احمد » . « 6 » قوله :
غوطه دِه موسىّ خود را در بحار * [ از ميان دورهء احمد برآر ]
اين بيت ترجمهء دعاى موسى [ ع ] است كه از روى الست شدن كرد و به دعا گفت كه مرا در بحار ادوار او غوطه ده و از ميان دورهء پيغمبر آخر الزّمان بيرون آر . قوله :
گفت يا موسى بدان بنمودمت * [ راه آن خلوت بدان بگشودمت ]
الى البيتين « 7 » . يعنى آنكه ، موسى [ ع ] را از جانب حقّ خطاب آمد كه اين اسرار از آن جهت بر تو كشف كردم كه با وجود دورى تو از آن دورى ، از فضيلت آن ظهور تو را محروم نگردانم . پس از آن دور خود را خارج مدان اى كليم و پاى اميد درمكش كه گليم بخشش و بخشايش ما بس دراز است تا گليم دور محمّدى [ ص ] كه تا ساعت قيام و قيام ساعت گسترده .
هامش
( 1 ) در نسخهء ق : بداند . ( 2 ) « آن امّت احمد [ ص ] است . » ( 3 ) « خداوندا ، آنها را از امّتم قرار ده . » ( 4 ) البقرة ( 2 ) آيهء 93 ، النساء ( 4 ) آيهء 46 : « شنيديم و به كار نخواهيم بست . » ( 5 ) النّور ( 24 ) آيهء 51 : « شنيديم و اطاعت كرديم . » ( 6 ) « خداوندا ، مرا از امّت احمد [ ص ] قرار ده . » ( 7 ) مقصود اين بيت زير است :كه تو زان دورى درين دَوْر اى كليم * پا بكش زيرا درازست اين گليم