قوله :
پير ايشانند كاين عالم نبود * [ جانِ ايشان بود در درياى جود ]
ضمير ايشان راجع به جانب عزيزان است و اشارت به مضمون اين حديث است :
« خلق اللّه الأرواح قبل الأجساد بألفى عام . » « 1 »
قوله :
پيش از اين تن عمرها بگذاشتند * [ پيشتر از كشت بَر برداشتند ]
يعنى ، در عالم الهى ترك ما سوى كردند .
قوله :
پيشتر از نقشِ جان پذرفتهاند * [ . . . ]
يعنى ، در مرتبهء اعيان ثابته ، عنايت الهى شأن ايشان را رفيع گردانيد و مقرّر شد كه مرتبهء ايشان چه باشد .
« السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ . »
« 2 »
قوله :
[ . . . ] * پيشتر از بحر درّها سفتهاند
از بحر ، بحر ايجاد ممكنات خواسته .
قوله :
[ چون ملايك مانع آن مىشدند ] * بر ملايك خفيه خُنبك مىزدند
[ خنبك ] ( به ضمّ اوّل و سكون ثانى ) خواجم ، به معنى قالب انسانى باشد .
قوله :
[ بىدماغ و دل پر از فكرت بُدند ] * بىسپاه و جنگ بر نصرت زدند
چنانچه از ولادت حضرت موسى و ابراهيم [ ع ] منجّمان به فرعون و نمرود خبر دادند كه تولّد ايشان موجب هلاك شماهاست .
قوله :
آن عيان نسبت بديشان فكرتست * ورنه خود نسبت به دوران رؤيتست
چون در بيت بالا فرمودند كه : بىدماغ و دل پر از فكرت بُدند ، اينجا به سوى ترقّى رفته مىفرمايند كه ، اين فكر نه فكر است كه به فكرهاى ديگر مشابه باشد ؛ بلكه امر
هامش
( 1 ) نك : كشف الأسرار و عدّة الأبرار ، ج 8 ، ص 511 [ با اندكى تفاوت ] . « خداوند ، جانها را دو هزار سال پيش از كالبدها بيافريد . »
( 2 ) الواقعة ( 56 ) آيات 10 - 11 : « سه ديگر ، آنها كه سبقت جسته بودند و اينك پيش افتادهاند . اينان مقرّبانند . »