مقرّب حقّ شدى ؟
قوله :
نامصوّر يا مصوّر گفتنت * باطل آمد بى ز صورت رستنت
يعنى ، قايل شدن تو به تنزيه يا تشبيه هيچ اعتبار ندارد و قرين بطلان است ، تا هنگامى كه از قيد صورت برنيايى و به شرف رؤيت معنوى مشرّف نشوى .
قوله :
نامصوّر يا مصوّر پيش اوست * [ كو همه مغزست و بيرون شد ز پوست ]
يعنى ، عارف كه به مغز معنى رسيده و از پوست صورت برآمده اگر نامصوّر خواند ، قول او بىاصل نباشد و اگر به تشبيه گرايد و مصوّر داند نيز حرف او واهى نبود ؛ زيرا كه بر دولت مشاهده دست يافته و اضافت صورت به حضرت إله است . در اخبار آمده ، قال النّبى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « رأيت ربّى أحسن الصّورة « 1 » . » و قال : « انّ اللّه خلق آدم على صورته . « 2 » »
قوله :
گر تو كورى ، نيست بر أعمى حرج * [ ورنه رَوْ كالصّبر مفتاح الْفرج ]
يعنى ، اگر چشم معنى بين ندارى ، ما را با تو بحث نيست .
قوله :
پردههاى ديده را داروى صبر * هم بسوزد هم بسازد شرح صدر
يعنى ، صبر به سبب روشنايى چشم و گشاد سينه است .
قوله :
چون خليل آمد خيال يار من * صورتش بت ، معنىِ او بتشكن
چون موحّد را آينهء دل پاك شود در تصوّر ، ذات بىكيفيات خيال بندد و تجليّات بر او منكشف شود . اگر دربند آن صور ماند ، از مشاهدهء ذاتى بازماند . پس خيال او بر مثال خليل است كه اگر كسى صورت خليل را پرستش كند ، پرستندهء بت باشد و اگر نظر به معنى كند ، بتشكن . حاصل آنكه ، صاحب حال فريفتهء جمال صور خيال نگردد .
هامش
( 1 ) نك : تمهيدات ، صص 58 ، 76 و . . . ؛ كشف الأسرار و عدة الأبرار ، ج 8 ، ص 368 . « پروردگار خود را در نيكوترين تجليات صورى ديدم . »
( 2 ) نك : احاديث مثنوى ، صص 115 ، 213 . « خدا آدم را به شكل و شمايل خود آفريد .